نوش آباد وطنم

درجامعه

وقتی در جامعه ای زندگی می کنی که فقط باید به قانون احترام بگذاری ولی نتوانی در سایه همان قانون از حقت دفاع کنی واگر هم تمام تلاشت را بکنی حرفی برای اثبات حق بزنی متهم به قانون گریزی توهین به مامورین دولتی نقص قانون ایجاد آشوب برهم زدن نظم عمومی اخلال و هزاران انگ دیگر می شوی

چون هیچ جایگاهی در جامعه برای رسیدگی به حقوق شهروندی و اجتماعی نمی بینی تا تورا یا قانع کند یا از حقت دفاع کنی یا حقوق تضییع شده ات را باز ستانی خیلی از مردم را می بینیم با نا امیدی و سرخوردگی و گاها با بدبینی و بی اعتمادی به کل بنده نظام و اجتماع راه سکوت یا منصرف شدن از مطالبات قانونی خود را در پیش می گیرد و همین سرخوردگی ها در چنین جامعه ای مانند زخم و دمل چرکی می شود و بروز ناهنجاری ها و مشکلات اجتماعی را دامن می زند.

ما هنوز نتوانسته ایم افرادی را که با مردم در دستگاههای دولتی سروکار دارند کنترل‘آموزش‘نظارت‘را بر انها اعمال کنیم و همین عدم وجود اوزش و استفاده از افراد بعضا بی مسئولیت درصد نارضایتی مردم را در جامعه بالا می برد.

موارد زیادی را در مراجعه در دستگاههایی که با مردم سروکار دارندمی بینم که مانند دردی در وجودم مرا آزار می دهد.

آنهایی که رابطه ای کار می کنند در انجام امورات خود هیچ نگرانی ندارند با تلفن و نشانی بی هیچ پیچیدگی مشکلاتشان رفع می شود.

روی سخنم آن دسته از مردمی هستند که با بینش و آگاهی و شناخای که از قانون دارند انتظار دارند حقوقشان نادیده گرفته نشود.موارد زیادی هست که اگر در انجام امورات اجتماعی با تبعیض و کارشکنی و یا تخلف توسط نیروهایی که با حقوق بیت المال برای خدمت به مردم مشغولندروبرو شدی و در مقابل انتظار داشتی طرف را ملزم به اجرای وظایف و قانون کنی نه تنها کار و مشکلت را انجام نمی دهد اقدام به جو سازی و ایجاد پرونده سازی و تا می تواند در لوای همین قانون اشکال تراشی و مانع ایجاد می کند.

خلاصه کاری بر سرت می ارود تا دیگر حق اعتراضی نداشته باشی و به فکر بیان حرف حق هم به خودت اجازه ندهی.

اعتارضی که حق ماست و قانون مشخص کرده است.

هر شهروندی که در مقابل یک فرد یا ارگانی در جامعه برای انجام اموراتش قرار بگیرد و برای شفاف سازی حتی سوالی هم مطرح کند محکوم به هزار و یک جور نقص قانون می شود.

آنچه که بنده شاهد آن در مواردی در چند روز گذشته بودم به این برداشت رسیدم که قانون کاملا یکسو و به دور از عدالت و غیر منصفانه بر مردم اعمال می شود.

اگر شما به بانک مراجعه کنی برای دریافت وام و موراد مختلف حتی اعتراض به تاخیر در باز شدن درب بانک و یا کم کاری و کوتاهی و اشتباه متصدی بان و خراب بودن دستگاه خود پرداز و غیره و یا اینکه موتورت را در کنار پیاده رو پارک کنی برای انجام امور بانکی و غیره بعد متوجه شوی موتورت به پارکینگ منتقل شده

ببینیم بنده این مواردی نیست که برای شخص خودم اتفاق افتاده باشد در سطح جامعه با افرادی سروکار دارم که با بیان دردو مشکلاتشان در فضای دوستانه در جمع مطرح می کنند و از برخوردهای نامتعارف گله می کنند.

به این که طرف گواهینامه نداشته یا در مکان پارک ممنوع توقف کرده شکی ندارم که مرتکب تخلف شده و باید تاوانش را بدهد .

مهم این است تاوان تخلف و اشتباهش به چه قیمتی اگر بخواهم یک مورد سیر مراحل توقیف موتور سیکلت و یا مراجه افراد به بانک و پایان کارشان را تشریح کنم به این نتیجه می رسیم دستگاه مسئول 10تا تخلف مرتکب شده و 2تا شهروند ولی برای یک شهروند در این جامعه چنان مسیر برخوردی را تعریف کرده اند که یا باید قید آزادی موتور و یا دریافت وام و غیره را بزند یا باید تمام وقت و سرمایه زندگی اش را برای دفاع از حقوقش صرف کند که چنین چیزی در جامعه ما غیر ممکن است.

عدالت اجتماعی وقتی محقق می شود اگر قرار است بخششی باشد برای همه و اگر سختی و فشاری هم هست برای همه

زمانی که می بینی 2مورد مشابه سیر انجام امورات اجتماعی متفاوت انجام می شود حق با فردی است که مورد تبعیض قرار گرفته ولی هیچ حق اعتراضی ندارد.

در صورت طرح چنین مسائلی طرف به جرم تهمت تحت تعقیب قرار می گیرد.

اینجاست که دستگاههای نظارتی با اشراف کامل و ورود به بدنه دستگاه اجرایی به حقیقتی تلخ پی خواهند برد.

هر چند مواردی از این مشکلات را از نگاه دوربین 20:30به صورت کلی در ادارات می بینیم.

اگر روزی مجوزی به دست بنده بدهند می بینید چه سو}ه هایی را می توانم تهیه کنم.

فاجعه بزرگی که مردم را از بدنه نظام و انقلاب دور می کند توسط افرادی که به جای خدمت در حال خیانت به کشور هستند.

از وسایای حضرت امام و رهبر انقلاب بگوییم یا از نحوه عدالت و انصاف حضرت علی(ع) و روایات اسلامی و دینی

انچه که بنده می بینم و نمی توانم بیان کنم نوعی شرمندگی بنده را در چنین جامعه تمام وجودم را فرا می گیرد.

برخوردهایی هم در محاکم قضایی صورت می گیرد که طرح حتی گوشه ای از آن به خاطر نبود مدارک و مستندات کافی برای حتی طرح آن لزوما تحت پیگرد قانونی قرار می گیری.

جملاتی که از زبان مردم این روزها می شنوی:

سرت به تنت زیادی کرده

نان لقمه ای 20هزار تومان بیکاری دنده ات می خارد

به خدا واگذار کن

می خواهی چی را ثابت کنی کجا به کی با چه پشتوانه ای

ماهی 45هزار تومان یارانه میگیری دردت چیه

برو خدا را شکر کن که هنوز زنده ای و از این موارد

چرا باید اینقدر ترس و بی اعتمادی وجود داشته باشد تا کی باید خودمان را و حقوقمان را زیر پا بگذاریم و بگذریم و خفه شویم و جرات دفاع هم نداشته باشیم.

 

نویسنده : : ۸:٠۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٠/٦/٢
Comments نظرات () لینک دائم