نوش آباد وطنم

وقتی کار دست کاردان نباشد

٨سال از کشف و شناسایی شهر زیر زمینی می گذرد.

پیگیری ها و روندهای مختلفی را این مجموعه باستانی گذرانده و هر سال که به پایان سال نزدیک می شویم رگ پستان مجریان شهری شیر می آید و به بهانه ساماندهی گردشگر اقداماتی را انجام می دهند کوتاه و گذرا و ناکارآمد.

این قضیه هر سال ٢٠روز مانده به عید اتفاق می افتد.

هر انسان منصف و زیرکی شاهد باشد می داند این مدیریت ها و تکاپو ها صرفا بهره برداری تبلیغاتی و مالی از این مجموعه با ارزش تاریخی ایست که شهرداری با ترفندهایی خود را مجری و متولی امور در شهر معرفی و با نادیده گرفتن حقوق شهروندان این تعطیلات به جز برهم خوردن روال عادی زندگی مردم شهر و نیروهای دلسوز مردمی و تحمل فشارها بر جوانان این شهر نتیجه ای را در بر ندارد.

این بحران می گذرد همه چیز فراموش می شود تا سال بعد

برای متولیان مهم نیست در طول سال با چه مشکلات و کمبودهایی این مجموعه را اداره می کنیم.

نه حمایتی نه بیمه و حقوقی به عشق شناساندن و معرفی تاریخ شهرمان هر نوع ناملایمتی را تحمل می کنیم.

به چه قیمتی و با پرداخت چه هزینه ای

صحبت زیاد است چون وبلاگ قبلی ام را مسدود کردند باز با شروعی دوباره مشاهاداتم را بازگوخواهم کرد.

آنچه که عده ای با حقوق بیت المال در این شهر اموراتشان را می گذرانند و برای از بین بردن حقوق شهروندی ما از هیچ حربه و نیرنگی نمی گذرند.

می نویسم آنچه که حقیقت دارد.

مثل ذره می شکافم دسیسه های پشته پرده را

آنهایی که در لوای قانون به حقوق شهروندی مردم بی توجه هستند.

مساله اصلی کسری بودجه ای است که شهردار جدید برای جبران آن حاضر است دست به هر اقدامی برای تامین بودجه بزند.

هر شهرداری که وارد شهر می شود این ظرفیت مهم که در شهرمان وجود دارد را وسیله قرار می دهد وبا برنامه های کوتاه مدت نه برای توسعه گردشگری فقط برای دستیابی به منافع حضور گردشگر را اجرا می کنند.

از قدیم می گویند چاه بکن بعد منار را بدزد.

شهری که شهرداری اش توانایی پرداخت حقوق نیروهای خدماتی اش را ندارد و ٧ماه است رفتگران آن حقوق نگرفته اند.شهری که از لحاظ امکانات جوابگوی مردم شهر نیست.شهری که مردمانش در زیر خط فقر قرار دارند.مگر می شود در ٢٠روز عید جبران بودجه شهرداری را نمود.

مگر می شود با ورود به این حوزه در کوتاه مدت با جلب خیل عظیم گردشگر تاریخ و فرهنگ این شهر را معرفی کرد؟

روزی که گردشگران با تبلیغات فریبنده برای بازدید از یک مجموعه باستانی وارد این شهر می شوند و برای ورودی آن ١٠٠٠تومان می دهند با کمبود امکانات رفاهی خدماتی و بهداشتی روبرو می شوند چه تصورو دیدگاهی نسبت به این شهر و مردمانش در ذهنشان نقش می بندد؟

شهردرای که حتی از فروش بلیط ورودی این مجموعه هایی که به دست ما مردم بومی شناسایی و معرفی و نگهداری می شود نمی گذرد و تشکل و جمعیتی مردم نهاد جایگاهی و ارزشی برایشان ندارد و زحماتشان نادیده گرفته می شود.شهرداری که توان اداره کارهای عمرانی را ندارد مگر می تواند مستقیما وارد کارهای فرهنگی شود و مگر به جز بهره برداری مالی چیز دیگری در ذهنشان است که انتظار دارند مردم و تشکلهای مردمی دست به سینه آنها در تامین منافعشان از جان و مالشان مایه بگذارند.

مگر از مدیران ناکارآمد انتظاری بیش از این باید داشت؟

توجه به خواسته های قانونی و منطقی از این مدیران خیالی باطل است مانند انتظار پریدن از شتر مرغ یا تخم گذاشتن شتر و یا بار بردن مرغ

 

نویسنده : : ٦:٢٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٩/۱٢/٧
Comments نظرات () لینک دائم