نوش آباد وطنم

خود کرده را تدبیر نیست

قصد دارم از این به بعد نوشتارم را در این وبلاگ تغییر رویه داده و بپردازم به 9سال تجربه تلخ و شیرین زندگی در عرصه گردشگری


و اتفاقات و حوادث آن شاید این نوشتار بتواند  کمکی باشد برای افردای که در اول راه اند و از اشتباهات و موفقیتهایم درس بگیرند.

آشنایی را سراغ دارم که مبتکر است مغز خلاق و هوش سرشاری دارد ما جلوی او زانو می زنیم با کمترین امکانات بهترین خلاقیت ها را از خود بروز می دهد.هنرمند است واقعا ایده پرداز قهاری است.حرفهایش جمله جمله از روی تفکر و تجربه است.پخته حرف می زند و با وقار زندگی می کند.

روزگاری توصیه می کردم کارهایش را معرفی کند در نمایشگاه و سمیناری شرکت کند و خودش را مطرح کند.

از دولت کمک بگیرد و با حمایت و اعتبارهای دولتی برنامه هایش را توسعه دهد.

روزی که شهر زیر زمینی را پیدا کردم او در جریان بود زیاد نصیحتم کرد که برو داخلش اگر می توانی گنجش را پیدا کن  درش را ببند و دوباره آب فاضلاب را ببند داخلش صدایش را هم در نیاور.

می گفت کدام آدم عاقلی کارگاه تولیدی اش را می فروشد پولش را در چاه می ریزد.

گفتم این کار افتخار می شود.

سرشار از درآمد و اشتغال می شود.

من هم با ورود به این عرصه نوپا سرمایه گذاری می کنم تلاش می کنم از دولت مجوز می گیرم و از درآمدش سرمایه ام هم بر می گردد.

طرح های اقامتی،تفریحی و توریستی در شهر راه اندازی می کنم.

مسیر گردشگری طراحی می کنم.

تورهای گردشگری را برایشان برنامه ریزی می کنم.

قطعا آینده خوبی دارد و دولت حمایت می کند.

شهر و مردمش هم از این کوره راهی در می آیند.

گفتم کارگاه تولیدی سنتی روز بروز از دور خارج می شود برنده کسی است که به روز شود.عرصه گردشگری در دنیا حرف اول را می زند.

خلاصه از آینده روشنی گفتم که جز سیاهی و تاریکی و گمراهی در آن چیزی ندیدم.

دوستم می گفت تو این اوضاع حرف از پیشرفت می زنی من و تو را به کوره دهاتهای سیستان هم راه نمی دهند می خواهی تحول اقتصادی انجام دهی.

طرح بدهی و مجوز بگیری!!!!می گفت سازمان میراث فرهنگی خوابیده و پر از گرگ است.خونت را سر می کشند و با اردنگی بیرونت می کنند و می فرستند جایی که عرب نی می اندازد.

بعد هم اگر انگ سیاسی بهت نزنند خوبه و دستگیرت نکنند و نگویند گنجها را کجا پنهان کردی

می گفت دستگاه فلزیابش از من محل از تو

گفتم چه شود گفت می رویم وارد چاه می شویم اگر مطمئن شدیم گنجی هست پیدا می کنیم دُنگ دُنگ تقسیم میکنیم. می گفت قانون دارد.شرایط دارد.هزینه دستگاه با ما و محل با شما یک نوع تقسیم مال دارد.هزینه دستگاه با خودت شرایط فرق دارد.حالا هر جوری که تو دوست داری.

در این مدت افرادی آمدند که می گفتند خیالت راهت ما در میراث آدم داریم.بهترین دستگاهها را می آوریم آب از آب تکان نمی خورد.

گفتم آمدیم رفتیم دستگاه زدیم و دستگاه اعلام کرد گنج داخل این زیر زمینی است می خواهید چه کار کنید.می گفت حفاری می کنیم تا 1روزه کلک کار را تمام می کنیم مال درآمد نقد پولت را میگیری همانجا قیمت می شود سهمت را نقدی می گیری و می رویم.گفتم اگر گنج نبود گفت به دستگاه اعتماد داریم.گفتم خوب بیا قبل از حفاری پول هنگفتی به من بدهید و خانه مال شما اگر مطوئنید

اگر به دستگاهتان اعتماد دارید.

دیدم می خواهند مثل موش همه جار را سوراخ کنند و خرابیها را بر جا گذاشته بروند.

گفتم این کار نه تنها گنجی گیرم نمی آید تازه یک معماری تاریخی را با دست خودم خراب می کنم.

با قاطعیت گفتم خود اینجا گنج است.

اگر گنجی  داخلش پیدا شد اگر بتوانیم با هم کنار بیایم و بتوانیم بدون دعوا تقسیم کنیم و بتوانیم آبش کنیم و گیر نکنیم و هزار دلهره و ترس به حفاری اش نمی ارزد.

ولی وقتی آماده بازدید شد با خیال راحت می نشینم  به همه نشان می دهم بدون هیچ ترس و دلهره ای تازه می شود یک اثر تاریخی که باعث افتخار همه می شود.

حرفی که به من زد این بود ما رفتیم خدا به تو رحم کند.

همه کار را کردی آماده کردی می آیند و خفتت را می گیرند و نمی گذارند هیچ کاری بکنی

اون رفت و من ماندم و می رود و من ماندم.

اون در کارش موفق شد و گنج گرانبهایی را در یکی از مکانهای تاریخی با تیمی که تشکیل داده بود پیدا کرد و میلیارد سرمایه به هم زده و من مثل خر گیر کردم شهرداری را از سر خودم خلاص میکنم میراث خفتم را می گیرد.

جماعت بی صفت هم هزار تهمت زدند و گفتند بخور بخور راه انداخته

دکان درست کرده

میهمانها که می آمدند بازدید می شنیدم نکبتهای محل بهشان می گفتند اینجا را خودش درست کرده اینجا درش بسته کسی نیست و هزار حرف مفت دیگه بلکه شاید از حاصل حضور توریست منفعتی برایم عاید نشود.

اون دوستم هم شده تاجر سرمایه دار و پروژه های بزرگ اقتصادی  سرمایه گذاری می کند.

به ریش من می خندد.به شکایتها و اتهاماتی که شهرداری برایم طراحی میکنند.به بازداشتها و تفتیش منزل و بگیر و ببندها

اختیاری دیگر از ملک شخصی خودم هم ندارم.

اون دوست هم اجر و قربی پیدا کرده بگیر و ببند با دستگاههای دولتی راه انداخته برای افتتاح پروزه ها دعوتش می کنند.بالای مجلس می نشانندش.

برای سرمایه ای که دارد ش ذلیلش شده لنگ برایش پهن می کند

ادامه دارد...

نویسنده : : ۸:۱٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٠/٤/٢٠
Comments نظرات () لینک دائم