نوش آباد وطنم

من حسینی ام و از یزیدیان بی واهمه

لا حول ولا قوه الا با الله العلی العظیم

من زیر بیرق حسینی سینه زدم و در دامان مادری بزرگ شدم که اشک و شیر بر هم آمیخته عزای حسین بر من چشانده شد.

نوای درسهای حسینی در گوشم زمزمه شده که جز آزادگی و ایستادگی در مقابل یزیدیان و حمایت از مظلومان تن به هیچ نوایی و تهدیدی تن نخواهم داد.

امده ام و آماده ام تا از مظلومیت مردمی حرف بزنم که خود جزئی از انها حقوقم و آسایشم را و سایه سرم را برای استقلالشان از دست داده ام دفاع کنم و جز حرف حق و دفاع از حقیقت هیچ نگویم.

سختی و مشکلات را در انقلابی دیدم که بهترین کسانم را برای آزادی اش فدا کردم.

با دشمنی مقابله خواهم کرد که در هر دوره ای جز نفاق و عافیت طلبی و تزویر و نان به نرخ روز خوری و صفات آفتاب پرستی پیشه نکرده و چون زالوان از خون مردمان زادگاهم شکم سیر کرده اند.

من اسفندیار نی ام تا در قبال رستم سکوت کنم .

من غلام حسینی هستم که اگر سرش هم بر سر نیزه برود از حرفش و هدفش و رسالتش دست بر نخواهد داشت.

آمدم تا در زیر سایه ولایت و در کنار خدمتگزاران کشورم زمینه رفاه و شادی و آسایش و آزادگی را برای مردم شهرم  به ارمغان آورم.

من زاده سر زمین کوروش و آرش و کاوه آهنگرم من از نسل یاران و وارث سربدارانم.

سر بدار می شوم تن به ذلت نمی دهم

نویسنده : : ٤:۳٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٢/٢/۱۸
Comments نظرات () لینک دائم