نوش آباد وطنم

در ناامیدی بسی امید است.

سال 87 کارت سوخت موتورسیکلتم را در جایگاه سوخت جا گذاشته و دیگر اثری از آن نبود.

البته تا سال گذشته پرایدی داشتم که وسیله شخصی ام بود.مشکلی


 بابت سوخت نداشتم.

تا اینکه پراید را برای تامین مخارج تعمیر منزل فروختم و یک سالی است که بنزین لیتری 700تومان و به ندرت رو انداخته و از دوستان کارت سوخت می گرفتم.

هر چه بود بیش از یک سال با مرارت گذشت.تحمل کردم تا اینکه دیگر تابم به سرآمد و برای دریافت کارت سوخت المثنی اقدام کردم.

اولین اقدام تعویض پلاک؛بعد بیمه کردن موتور سیکلت و کلی دوندگی حدود 100هزاری هزینه کردم و 3ماه زمان برد تا کارت سوخت را بی صبرانه از اداره پست تحویل گرفتم.

چی فکر می کنید

3سال کارت استفاده نشده بود.

یکی میگفت بنزین 100تومانی در کارت ذخیره نمی شود.

محاسبات زیادی کردم حدس زدم اگر بنزینی داشته باشد200تا 300لیتر بنزین ذخیره باید داشته باشد.

هر بار که بنزین آزاد می زدم از تلمبه چی ها اطلاعاتی می گرفتم.

هر کسی متفاوت جواب می داد.

روزهای بی بنزینی و مشقت باری را گذراندم.سوال

حدود ماهی 20هزار تومان پول بنزین آزادسبز

3روز پیش این کارت سوخت لعنتی به دستم رسید.ساکت

رفتم اداره پست آران و بیدگل از من مدارک و مشخصات و اسناد مالکیت خواستند دنبالم نبود کلی ورزدن و نشانی دادن تا اینکه با تماس تلفنی به یکی از همکارانشان در نوش آباد ایشان ضمانت کردند و کارت را تحویلم دادند.

با عجله رفتم در جایگاه سوخت و کارت را از داخل محموله پستی درآوردم.خوشمزه

ماجرای کارت سوخت و اتفاقات زیادی به دنبال داشت ولی مختصر کردم.شیطان

برایم آرزوی دست نیافتنی شده بود.در خواب هم خواب کارت سوخت میدیدم.

کارت را در کارت خوان پمپ بنزین زدم و دیدم که رمز عبور می خواهد.

برگه محموله پستی را زیر بر رو کردم رمزی داخل و بیرونش ندیدم.

از متصدی جایگاه کمک گرفتم گفتند که چهار رقم شماره ملی ات را وارد کن.

فکر کردم یادم نیامد.

رفتم جایگاه سوخت جاده قدیم بیدگل

آنجا از طریق تماس با منزل موفق شدم شماره ملی ام را پیدا کنم.

شماره را وارد کردم جواب داد اشتباه است دوباره باز اشتباه است

مطمن بودم برای بار سوم اگر رمز اشتباه بدهم کارت می سوزد خر بیار باقالی بار کن

روز از نو روزی از نو

رفتم از متصدی سوال کردم گفت 4تا یک وارد کن

با دستانی لرزان برای بار سوم رمز را وارد کردم 1111

اتفاق غیر منتظره ای افتاد

غیر قابل تصور

تلمبه چی دیدم آمد نزدیک

دید دارم رمز اشتباه میدهم به من شک کرد

گفت کارت سوخت خودت است !!!بله متوجه شدم که شک کرده است

حدسش این بود که کارت را پیدا کرده باشم

زبانم بند آمده بود من من می کردم

نه کارت شناسایی دنبالم بود نه مدرکی که در حال حاضر ثابت کند که این کارت مال خودم است.

فقط نگران بودم که اعصابم به هم نریزد و خودم را کنترل کردم.

گفت جل الاخالق گفتم چی شده

میگفت نمی بینی 885لیتر بنزین در کارت است کجا بوده گفتم کارتم را گم کرده بودم3سال پیش

الان تحویل گرفتم این هم برگه محموله پستی اش

گفتم 85لیتر یا850لیتر خوب که دقت کردم دیدم نوشته 885لیتر به نرخ 100تومان

گفت می خواهی چه کارش کنی گفتم آزاد می فروشم تا جبران اینهمه بنزین آزادی که در این مدت خریدم بشود.

با پولش بدهی هایم را میدهم.

چکهایم را پاس می کنم.

مخارج زندگی ام را برای چند ماهی می گذرانم.

باک موتورم را پر می کنم با بنزین 100تومانی هفته ای چندین مرتبه به دل کویر می زنم تا در خلوت تنهایی خودم حال کنم.

سمبک و مرنجاب و چاه عروس و ارغوانی و تقی آبا و کدیش و وزیر و هر جا که به خاطر کمبود و هزینه بالای بنزین در این مدت نتوانستم بروم.

آنهایی که به من لطف کردند و در این مدت بی کارتی به من کارت دادند و بنزین 400باکم را پر کردم.مقداری به آنها می دهم.

و خیلی از کارهای دیگر

می خواهم روزها در کنار پمپ بایستم و روزی 30لیتر بنزین 100تومانی را 500تومان به گرفتارها و ماندگان در راه بفروشم هم خدمتی به مردم کرده باشم و هم اینکه حساب کردم با فروش روزی 30لیتر روزی 15000تومان سود عایدم می شود.

دیگر نیازی نیست منت شهرداری و میراث را بکشم و برآورد کردم با این بنزین ذخیره شده تا 1ماه حقوق ومخارج زندگی  مرا تامین می کند.

بعد برای ماه بعد خدا بزرگ است

نامه ای خواهم نوشت به رئیس جمهور و از ایشان خواهم خواست دستوری اتخاذ کند تا 1000تایی بنزین 100به کارتم اضافه کنند.

ایجوری می شودکه یک کار آفرین اگر هم همه راهها را برایش بستن می تواند باز در کوران مشکلات و زندگی به زندگی بی منت ادامه دهد.

و جلوی یاوه گویی و زیاده خواهی بدخواهان بایستد.

شاید هم مقداری از این بنزین را برای موارد ضروری و دفاع از حریم شخصی جهت جلوگیری از ورود حشرات موزی و گزنده که از داخل چاه فاضلاب منزلم لانه کرده اند به عنوان سم و آفت کش استفاده کنم.

و من الله توفیق

جوینده یابنده بود/ هرکه درکار خود درمانده بود /مفلس خدا بنده بود/ 

نویسنده : : ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٠/٤/٦
Comments نظرات () لینک دائم