نوش آباد وطنم

آقای رئیس شورا گلی به گوشه جمالت

تو این هیری بیری مکه خوش بگذره شایدم آنتالیا ما که شنیدیم رفتی حج

حج همینجاست کجا می روی غافل از آنی که کج می روی

گفتی 40 میلیون چک می گیری در قبالش تاریخ را به دست عده ای می دهی بازیچه دستشان می شود اما باز چه شد 20 میلیون گرفتی

کار به جایی رسیده از داخل چاه توالت ما دارید روزی می خورید بخورید نوش جانتان بر منکرش لعنت

ما که دو پیش توش ...  درش را هم دم کردیم راه برای ورودتان که باز است بفرمایید.

عجب روزگار غریبی است نازنین

هنر و زرنگی من این بود از چاه توالتم مشکلات اقتصادی شهرم را مرتفع کردم ایجاد اشتغال کردم شما چه خاکی بر سر ملت ریختید جز

گفتی که 40 میلیونی که بگیری خرج روشنایی شهر می کنی گفتم این کار را نکن خلاف مقررات و ضوابط است گوش نکردی

گفتی کار را به کسی می دهی که پول بیشتری بدهد گفتم از نیروهای بومی محلی استفاده کن از درآمدش حق الزحمه را بده بقیه اش را خرج امورات فرهنگی شهر کن

گفتی بیش از 40 میلیون درآمد ندارد

اما چه شد یک هفته نشد 40 میلیون شد 20 میلیون

حالا دیدی کلاه گشادی سرت رفت حالا بفرمایید 30 میلیون اضافه را چه شود؟

این دو حالت دارد یا با اینها شریکی یا کلاه سرت رفت به مردم جفا شد چون درامد متعلق به عموم شهر را انداختی در حلقوم عده ای نالایق

پس هر کاری اتفاق افتاد جز آبادانی شهر خدایی یک مشت گرسنه را شب عیدی آباد کردی

خدا خیرت بدهد که خوب خوش خدمتی کردی وفاداری حالا به محله ات که شکی درش نیست با جریان نفاق که ارتباطی نداری خدای ناکرده؟

نویسنده : : ٤:٠۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٢/۱/۱٥
Comments نظرات () لینک دائم