نوش آباد وطنم

راه سخت و بسی دشوار دارد این صنعت نوپای ما

در حوزه گردشگری وقتی با مردم عامی بحث می کنم بیشتر از حکایت و ضرب المثل و مصداق و مثل استفاده می کنم تا بتوانم حرفم را برسانم.

این روزها حضور زیاد گردشگر در شهری که 10هزار نفر جمعیت دارد و 2000نفر هم تبعه افغانی در آن ساکن است و فرهنگ و آداب و رفتار خاص خودش و با امکانات و زیر ساختهای ضعیف هر اتفاقی که رخ می دهد سریعا در بین مردم رد و بدل و دسته دسته در قالب زنان کوچه نشین و جوانان بی کار و مردم کوچه و بازار به تجزیه و تحلیل پرداخته می شود و این میان تنها افرادی برنده بازی هستند که مردم را با ترفند های خاص از کمی و کاستی هایی که به واسطه بی تدبیری آنها در شهر رخ می دهد قانع و ترقیب به سکوت یا همراهی می کنند.

افراد بی خاصیتی که روزی در هیئت های مذهبی بساطی پهن کرده بودند سر از لحاف گردشگری بیرون آورده و از در دلسوزی و حفظ و آبروی محل مردم را به همراهی دعوت می کنند.

از بابتی خشنودم که چهره واقعی این افراد برای خیلی ها رو شده و تا آخر خط می روند.به اصطلاح یا دور نمی خوردند یا دیر دور می خورند.

بازی سراسر باختی را شروع کردند که تنها حربه آنها دور نگه داشتن مردم از واقعیات موجود است.

شاید در یک مقطع زمانی کوتاه بتوانند اهدافی را پیش ببرند اما عصر پیشرفت و تکنولوژی خیلی از معادلات را برایشان سخت یا به بن بست می رساند.

امرزو با چند تحلیل گر اجتماعی در محل هم صحبت بودم خدایی در این چند روز جنب و جوش های گردشگری در شهر چنان مسائل را تجزیه و تحلیل می کردند که من از بعضی از آنها غافل بودم.

شرایط را در قبال اتفاقات در شهر افراد ذینفع اینگونه بیان می کنند که معضلات اجتماعی در فین کاشان هم هست.

بحث هنجار شکنی و زیر پا گذاشتن فرهنگ محلی به مرور زمان برای مردم عادی می شود.

مردم با گردشگرانی که اگر درب منزلی باز بود و به خاطر نبود توالت عمومی سر پایین انداخته وارد منزل مردم محلی شدند مردمی که رعایت حتی کوچکترین مسائل اعتقادی را در روابط اجتماعی می کنند و مقید هستند به مرور زمان کنار خواهند آمد.

دختر و پسرانی که درکوچه پس کوچه های شهرمان دست در گردن هم بدون حجاب در خودرو و با شوخی و مزاح و انگولک رفتن به یکدیگر با کمی تحمل و صبر عادی خواهد شد.

پسر 12 ساله ای که در قبال همراهی گروهی گردشگر مورد محبت دختر جوان قرار می گیرد و در آغوشش می کشد و نوجوانی که اوقات فراغتش را در جلسه قرآن و مسجد و جلسات مذهبی می گذراند اتفاق خاصی نیست که بخواهیم نگران باشیم.

وقتی که یکی از زنان همسایه از رفتار زننده بعضی گردشگران گلایه دارد و می گوید احساس شرم می کند خودش و دخترش در کوچه برای رفتن به منزل بستگان از منزل بیرون بیاید این از امل بودن این خانم است.

وقتی داستان افتادن یکی ازخانم ها از روی اسب بر زمین خبر روز شهر می شود و سوار بر کالسکه در خیابان اصلی شهر بدون پوشش در حالی که تمام شهر سیاه پوش عزای حضرت زهرا(س) است تردد می کنند.

قطعا اینها به قول روحانی محله مان مورد تاثیر رفتار و دین ما قرار خواهند گرفت و جذب خواهند شد.

چند روز پیش یکی از این گماشده های محلی و هیئتی نگران بی تحرکی مردم در قبال گردشگران بود و درب حسینه را باز کرده بود و در جلوی درب مردم را دعوت به داخل حسینیه و استفاده از توالت های حسینه می کرد که روز بعد جنجال بالا گرفت و بچه ها در حسینه را بستند می گفتند دختر و پسری پای منبر دست در گردن هم عکس یادگاری می گرفتند.

حاجی تو که اسب سواری نکردی و بلد نیستی سوار نشو

اسب سواری راه و رسمی داره

باید اسبی که می خواهی سوار بشوی تیمارش کرده باشی غذایش داده باشی چند مدتی در کنارش باشی و یالهایش را شانه زده باشی

اسب یکه شناس است سوار بر اسبی شدی که جز به صاحبش به کس دیگری سواری نمی دهد.

مصداق فردی هستید که اسبی سوارکاری را از زین بر زمین زده و سوار بر اسبی که به شما سواری نمی دهد رم کرده و مهار از دست شما گرفته و در جمعیت به این سو و آن سو می تازد

به اصطلاح محلی اسب بر شما سوار شده

حاجی بیا پایین کار را از این خراب تر نکن گند کار را درآوردی

همان مسائل و اختلافات محلی و هیئتی تان را حل و فصل کنید کافی است روزی را می بینم بالای کار گردشگری سنار اعتبار هیئتی تان را فدای توریسم کنید.

از ما گفتن بود

نویسنده : : ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٢/۱/۸
Comments نظرات () لینک دائم