نوش آباد وطنم

19 بهمن سال 60

با قولی که در چند روز پیش در باره اتفاق روز 19 بهمن سال 1360 به دوستان عزیز داده بودم تا در خصوص این رویداد مطالبی بنویسم با برنامه اول هفته و


حضور در جشنواره صدای ملی عشایر تا روز گذشته درگیر سفر بودم متاسفانه نشد آن وعده در شب 19 بهمن محقق شود.

نوشتن برای شهدا لیاقت می خواهد که ما نداشتیم. به هر حال تصمیم گرفتم به صورت اجمالی امروز مطالبی در این خصوص به خط نگارش در آورم.

روز 19 بهمن سال 60 مصادف شد با شهادت پدر بزرگوار اینجانب در جبهه های خط مرزی ایلام -مهران-پاسگاه گلان-کانی سخت عراق

ادامه دارد

راوی : فرزند کوچک و آخرین فرزند شهید که 4 سال در کنار پدر زندگی کرد و بر اساس تحقیقات و مستندات و مصاحبه های زیادی که با دوستان و نزدیکان و اطرافیان و بستگان شهید انجام گردیده فرازی پر بار از زندگی نامه این شهید بزرگوار تهیه و در حال مستندنگاری است که در روز شهادت این شهید عزیز بر ان شدم تا چکیده ای از زندگی نامه اش را به قلم تحریر درآورم .

با نگاهی اجمالی درخواهیم یافت که با یک شخصیت فردی که سوادخواندن و نوشتن نوشتن ندارد دستهایش پر از چین و چروک است و تمام عمر خود را در کنار دست پدر در قلعه های کویر و یا برای امرار معاش زندگی و تامین خانواده اش به کارگری مشغول بوده ولی حقیقت گم شده ای و ناگفته های زیادی در بتن این زندگی سردار رشید نهفته است که

در ملاقاتی که عده ای از رزمندگان برای عیادت شهید سردار علی طبا کاشانی در سال 88 اگر درست گفته باشم در حالی که شهید سردار علی طباء مدتی را با شهید میرزاجانی همرزم بود به رزمندگان نوش آبادی گفته بود شما رزمنده ای دلیر و رشید و بزرگی داشتید که کمتر کسی به شخصیت درونی آن پی برد. شهید علی طبا بر اثر جراحات شیمیایی چند سال پیش به کاروان عظیم شهدا و دوستانش در بهشت ملحق گردید. روحش شاد

ناگفته زیاد است دوست ندارم با پراکنده گویی و یا مختصر گویی و یا کوتاه در یک صفحه به این زندگی پر درس و رشادت بپردازم بهانه ای شد تا شروعی باشد برای ادامه کار در وسعت یک زندگی نامه در قالب کتاب یا مجموعه مستند امید است در این راه موفق گردم.

ادامه دارد... 

نویسنده : : ۸:٤٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱٩
Comments نظرات () لینک دائم