نوش آباد وطنم

زگهواره تا گور دانش بجوی

در سال 1369در رشته تربیت معلم در مقطع متوسطه قبول شدم و تا سال دوم دانشسرا ادامه تحصیل و در سال 71ترک نحصیل نمودم.سال 86مجدد در مجتمع امور ایثارگران تصمیم به ادامه تحصیل داده و در سال 87مقطع متوسطه را پشت سر گذراندم و شهریور سال جاری مهارتم را در گرافیک کامپیوتر در رشته کار و دانش با معدل 16.76اخد و در دانشگاه علمی و کاربردی روابط عمومی در مقطع کاردانی قبول شدم و در حال حاضر در این رشته ادامه تحصیل می دهم.

حدود 20سال از تحصیل دور بودم ولی از 37نفر قبولی در رشته روابط عمومی دانشگاه علمی کاربردی پودمانی بالاترین معدل نفر اول شدم.

10سال عمر با ارزشم را در راه کشف و شناسایی شهر زیر زمینی شهرم صرف کردم و امکان هر کاری را از من سلب کرد تا جایی که شغل قبلی و سرمایه ام را در این قمار از دست دادم و در طول این چند سال فراز و نشیب های زیادی را در زندگی متحمل گردیدم.

خیانتهایی که شهرداری شهر برای هره برداری از حاصل تلاش و موفقیتهایم بر من روا داشتند تصمیم گرفتم که مسیر زندگی ام را تغییر دهم و به زندگی ام سر و سامانی دهم و لذا 2راه تحصیل و اشتغال را دنبال کردم هر چند که سهمیه و امتیاز شاهد هم پشتوانه ام بود.

درحالی که عده ای قدر نشناس در شهر در پی ضربه زدن و نادیده گرفتن زحمات و دستاوردهایم بودند که آن هم بر گرفته از فرهنگ بد بخل و حسدی است که دامن جامعه شهرم را فرا گرفته برای استفاده از سهمیه شاهد در زمینه اشتغال در سازمان میراث فرهنگی پیگیری نمودم کاری که می توانستم 10سال پیش انجام دهم ولی به خاطر منافع شهرم زندگی را بر خود و خانواده ام حرام کردم . موفق به ورود به این سازمان شده و به عنوان نیروی سازمانی استخدام گردیدم تا بتوانم ادامه فعالیتهایم را در حوزه میراث فرهنگی به عنوان نیروی رسمی پیگیری کنم تا شاید از نظرتنگی ها و حسادت ها مصون باشم.

در شهری زندگی می کنم پر از حاشیه و حرف و حدیث و حرف های مفت که عده ای با هوچی بازی و حاشیه سازی در صدد تامین منافع خودشان هستند.بنده هم در این عرصه بی نصیب نبودم.

کار فرهنگی در این شهر مساوی است با قمار و باختن باختن و از دست دادن سرمایه اعتبار و آبرو عوام هم با این قشر بی فرهنگ همراه می شوند.متاسفانه

شهری که اگر برای ازدواج و اشتغال روزی جوانی به مرحله تحقیقات محلی برسد همه حرفی را برایش می زند جز جوانب مثبت و خوبی هاش و به ندرت شاهد عبور جوانان از این فیلتر نظرتنگی و بخل تحقیقات محلی در نوش آباد هستیم.

به هر حال به دلایلی و به لطف خدا با همه الطافی که شامل حالم شد مصون گشتم و مراحل سخت و دشواری را پشت سرگذاشتم و رو سیاهی ماند به ذغال

امیدوارم با لطف خدا و دعای خیر خیرخواهان بتوانم در راستای اشتغال و توسعه اقتصادی و فرهنگی منطقه قدم های مثبتی را بردارم.

10سال بود که در اداره و معرفی شهر زیر زمینی حضور فعال داشتم و نیتم تنها رضایت خدا بود و خدمت به جامعه مستضعف شهرم و خیر و برکاتی که در این زمینه فراهم شده بود.بدون هیچ حقوق و مزایایی بدون استفاده از سهمیه شاهد و یا رانت خواری و امتیازی ولی متاسفانه بی انصافانی انگشت های اتهام را به سمتم روانه نمودند.

در حالی که خیل عظیم گردشگران برای بازدید به شهر روانه می شدند تنها تعهد اخلاقی باعث شد تا هموطنانم را همراهی کنم.افرادی مغرض محلی بودند که ذاتا حرف مفت زنی در ذاتشان است کم نگذاشتند و از هیچ کارشکنی فروگذار نکردند.خانه پدریم را با سرمایه قبلی ام که فروش کارگاه آجرپزی ام بود و تکمیل آن را حاصل دستیابی به گنج و پول دریافت نکرده از ورود گردشگر را تحلیل کردند.

خرابه ای را با سرمایه شخصی و صرف زمان آباد کردم و زندگی ام را ویران کردند.

به قول دکتر حسابی هر کسی بخواهد در جهان سوم شهرش را  آباد کند زندگی اش را ویران می کنند بنده هم از این امر جدا نبودم.

امید است خیرخواهان و دلسوزان در این شهر به خود آمده و کاری اساسی در فرهنگ سازی و به حاشیه کشاندن این عده بداخلاقان و حرف مفت زنهایی که عرصه را برای افردی که در عرصه های مختلف اقدام به خدمتگزاری در شهر می کنند انجام دهند و مردم را از لوث این عده معدود پاک کنند قطعا به سمتی پیش خواهیم رفت که هر شخصی جرات ورود به عرصه آبادانی و پیشرفت شهر پیدا خواهد کرد و از این وضع اسفباری که دامنگیر شده رها خواهیم شد.

از ما که گذشت خدا به نسل بعد از ما لطف و عنایتی کند تا از کید مکاران و شیادان به دور باشند.

انشا الله

 

نویسنده : : ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۱/٧/٢٥
Comments نظرات () لینک دائم