نوش آباد وطنم

در شهری زندگی می کنم

شهری که هنوز پیکان 56 را ترجیح می دهند .
شهری که می گویند مسلمان ساز و مسلمان دار است اما با هر نفس تهمت میزنند و غیبت می کنند و به قولی گوشت برادرمرده خود را با ولع می خورند .
شهری که نظامی اش شهردار می شود !
اعضا شورایش هر کاری می کنند جز مدیریت شهری
آدمها از دیدن پلیس می ترسند !
شهری که دل به دست آوردن سخت است و دل شکستن هنر می باشد !
شهری که خاله زنکان کوچه نشینش در نقش خبرنگار هر روز حضور دارند.
شهری که نه به داشتن چشم دیدنت را دارند نه به نداری ات
شهری که ملت رسانه ای دارد اما رسانه ملی ندارد.
 
شهری که زبانش "پارسی" است اما می گویند "فارسی" چون زبان عربها "پ" ندارند !
شهری که من دوست دارم هوای تو را داشته باشم، و تو هوای من را، اما نه به معنی حمایت! به این معنی که هیچ کدام نمی خواهیم در هوای خودمان نفس بکشیم .
شهری که عبدالمالک ریگی را از هوا پایین می کشند اما دزدان چند مجسمه را نمی توانند پیدا کنند !
شهری که مرگ حق است و حق گرفتنی!
شهری که برنده یعنی کسی که کمتر از بقیه می بازد !
شهری که کوچه هایش چاله چوله دارد.
شهری که همه فکر می کنند فقط خودشان می فهمند !
شهری که مرگ بر آمریکا می گویند ولی آرزویشان این است که آمریکا را حداقل یکبار ببینند !
شهری که همه مشکل را در کسی دیگر می جویند !
شهری که هنوز نفهمیدم من در آن به دنیا آمدم یا در آن مردم !
نویسنده : : ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٠/۱/۱٠
Comments نظرات () لینک دائم