نوش آباد وطنم

خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل

سال 86 بود که پس از به چالش گذاشتن مسولین شهری در خصوص فروش بی قید و بند زمین های شهرک صنعتی انصار حتی در خصوص تصرف آن توسط شهراری از کشاورزان,بردن لودر در زمین ها و تخریب زمینهای زیر کشت جو و گندم توسط شهرداری ,واگذاری زمین توسط مسئولین شهری به بستگان نزدیک خود؛اختلاف بر سر قیمتها و عدم تعهد های شهرداری مبنی بر آماده سازی شهرک درباره آب و برق و خیابان کشی و جدول گذاری,فروش زمین به دلالان,عدم اجرای تعهدات توسط خریداران زمین و شهرداری

و مهمتر از آن نیمی از اراضی در دست مالکی بود که مدعی بود و با توافق با شهرداری حقوق کشاورزان را نادیده و با در دست داشتن سند با شهرداری توافق کرده بود.

نهایتا مکاتبات و ارسال گزارشها و اعتراضات به جایی رسید که جلسه ای با حضور بخشدار و نمایندگانی از شهرک های صنعتی استان و شهرداری و شورا و خریداران زمین و هیئت امنا شهرک انصار تشکیل شد و همه توجه ها به عملکرد و کوتاهی شهردار معطوف شد هر چند این جلسه در پاییز سال آخر عمر شورا بود ولی شهردار در جمع قول داد در عرض 6ماه 100تا سوله صنعتی را به مرحله فعالیت خواهم رساند که یکی از روحانیون بومی و سهام دار و مالک یکی از زمین ها بود پشت تریبون رفت و از شهردار حمایت کرد و گفت ایشان قول داده این مشکل مرتفع شود پس از پایان جلسه به آقای آخوند گفتم شما برای منافع خودت از ایشان طرفداری کردی و گر نه دیگر پس از 4سال مجالی باقی نمانده که بخواهد اقدامی انجام دهد و شهردار با زیرکی تمام حساب دقیقی کرده بود چون 6ماه بعد ایشان نخواهد بود که جوابگو باشد و همین هم شد تصویری از اراضی کشاورزی که تملک و تصرفش حکایت مثنوی هفت من دارد با زد و بندهایی که تازه گی رایج شده به زمین خواری فروخته شد به دست کسانی افتاد که هر هدفی داشتند جز کار تولید و صنعت و این تصویر گویای همین واقعیت است.

الان بعد از آن شهردار که بیش از 2میلیارد پول حاصل از فروش زمین ها را گرفت و مردم دل خوش کرده بودند به ساخت پارک و آسفالت خیابانها و کوچه ها تاکنون 2شهردار دیگر هم آمدند و این شد حکایت شهری که من در آن زندگی می کنم میبینم و رنج می بریم و می دیدم مردم عقلشان به چشمشان بود.

ولی دست از روشنگری بر نخواهم داشت شاید افرادی باشند که دوست دارند ببینند چطور ابزار و آلت دست افرادی میشوند که وارد این شهر می شوند و سرمایه ها و فرصت ها و موقعیت ها را تباه می کنند و برای کسب مرتبه و ریاست و قدرت خود مردم را فریب می دهند و متوجه نمی شوند.

وقتی از بالا با نرم افزارهای پیشرفته به شهر و اطراف شهرم نگاه می کنم می بینم تاریخی بلند دارد و دورتادورش از آثار تاریخی و باستانی ولی داخلش  افرادی  فرصت طلب وارد می شوند و برای دست یابی به پست و مقام خود همه چیز را زیر پا می گذارند و این ملت هم برایشان کف و سوت می زنند.

خود بخوان حدیت مفصل از این مجمل.شهرک صنعتی انصار نوش آباد

از حدود 200پلاک زمین که تقسیم کردند آن بین مالک و شهرداری هم حکایتی دارد حدود شاید 10سوله پایان کار نگرفته باشد و کمتر از 3واحد هم فعال نیست.

هنوز این شهرک آب و برق و گاز رسانی نشده است ولی شهردار دوره سال 82تا 86 توانست از فروش زمین ها و دیگر فرصت های دست نخورده شهر پلی برای سعود خودش استفاده کند تا بتواند بین مردم محبوبیت ایجاد کند در حالی که این بوق و کرنا کردن ها مردم غافل از آن بودند که به چه قیمتی برای شهرشان تمام خواهد شد.

در موازات آن شهرک هلال آران و تکمیل فار 2 و 3 شهرک صباحی بیدگل و فرصت های اشتغال و فعال شدن شرکتها و وصول عوارضی که شهرداری آران و بیدگل می گیرد شهرک انصار نوش آباد صفر است.

کاش تمام هم و غمشان را برای بهره برداری این شهرک می کردند و در آن سرمایه گذاری می کردند و در میان مدت از عوارض آن اقدام به اجرای پروزه های عمرانی غیر ضرور می کردند.

ولی کدام شهردار است که بخواهد در مدت کوتاه دوره ریاستش کاری زیر بنایی بکند و در چشم نباشد و اعتبار خودش را زیر سوال ببرد؟

در سال 86 یکی از صاحبان زمین های شهرک انصار پشت تریبون می گفت من در یکی از کشورهای کوچک عربی حاشیه خلیج فارس رفتم دستم را گرفتند بردند داخل شهرک صنعتی اشان گفتند این زمین و امکانات رایگان به شرطی که در مدت مشخصی شرکت را به مرحله تولید برسانی رو به شهردار می گفت آقای شهردار شما می گویی اگر اقدامی برای ساخت و ساز نکنید زمین ها را طبق قرارداد و تعهدتان از مالکیتتان خارج و به دیگری واگذار می کنیم.

می گفت آقای شهردار شما سند زمین ها را ندادی آب و برق ندادی زیر سازی نکردی پول زمین ها را گرفتی کجا خرج کردی آنوقت انتظار داری ما کار را به مرحله پایان کار برسانیم؟

وقتی سند دردستمان نیست با چه سندی موافقت اصولی بگیریم و از صنایع و معادن وام بگیریم آنوقت شما به کدام تعهداتت عمل کردی که ما را وادار به اجرای تعهداتمان مینمایی؟

می گفت من می روم دیگر هم پشت سرم را هم نگاه نمی کنم و دلم برای مردم این شهر می سوزد میگفت من دیدم شهری با مردمان نجیب و مستضعف دارد خواستم سرمایه ام را در این شهر هزینه کنم تا عده ای مشغول به کار بشوند گویا همه هدفی را شما دنبال می کنید الا اقتصاد و اشتغال

او رفت و خیلی های دیگر رفتند.سرمایه ها یکی پس از دیگری از کف رفت و حال با یک نگاه باید گفت ماشینی که بدون روغن کار کند یک روز چرخ دنده هایش خورد می شود و این ماشین بی روغن الان به آن مرحله رسیده که در شرایط بحرانی داریم سر می کنیم.باز عده ای مثل خوره بر زمین ها و سرمایه هایی که در گوشه کنار این شهر پیدا می شود می افتند و باز سیرایی ندارند.خصلت گرگ دارند.

و این هم مرحله پیشرفت شهرک صنعتی هلال در آران و سلیمان صباحی در بیدگل

شهرک صنعتی هلال که گفته می شود بیشتر توسعه آن متوجه شخص رضا شبان است یک نفر توانسته به تنهایی اینهمه شرکت را فعال و به مرحله تولید برساند

و این هم شهرک صنعتی سلیمان صباحی بیدگل که الحق و الانصاف با برنامه ریزی اصولی و بلند مدت کار پایه گذاری شد و روز به روز در حال توسعه و به جرات بگویم در منطقه از مهمترین و تاثیر گذارترین شهرک های صنعتی می باشد.تعداد بالای نیروی بوی در حال اشتغال در این شهرک؛عوارض بالای سالانه که عاید شهرداری شهر آران و بیدگل می شود,شرایط مناسب خدماتی و رفاهی و زیر بنایی باعث شده حتی از اقصی نقاط کشور سرمایه گذار جذب و اقدام به تاسیس شرکت های تولیدی و صنعتی نماید.

بیش از 1500واحد صنعتی فعال و بیش از 7000نیروی جوان بومی مشغول به کار در این شهرک کار بسیار با ارزش و بزرگی است که مسئولین از سر دلسوزی در این شهر اقدام و به نتیجه رساندند.

پی نوشت:

آمار تخمینی است و عکسها هم به روز نیست مربوط به حدود 2سال پیش است.

نویسنده : : ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٩
Comments نظرات () لینک دائم