نوش آباد وطنم

 

در جامعه ای زندگی می کنیم که اگر حق با تو باشد, درجایی که تلاش برای رسیدن به حق ات خیلی مسائل زیر سوال می رود و آنهایی که در مقابل قانون ملزم به اجرای آن می کنی تا به حق ات برسی چاره ای ندارند جز اینکه:

حق به تو می دهند ولی حق ات را نمی دهند.

به این می گن جامعه اسلامی؟؟؟؟؟؟به این می گین جمهوریت؟؟؟؟؟

به تمامی دستگاههای نظارتی قانون گذاری و اجرایی مکاتبه و تماس و مراجعه بکنی مطابق با همان قانونی که خودشان وضع کردند الان زیر پا می گذارند انتظار دارند خارج از چارچوب مطالباتم را طلب کنم؟

هر راهی بروی آب در آسیاب کوبیدن است.خوشان خودشان و قانونشان را قبول ندارند.

به صراحت همدیگر را نفی و قانون را باطل می خوانند.

هر کدام برای خود شیوه ای برای حفظ قدرت به کار می گیرند.

هر کاری می کنند جز خدمت

حرفهایی دارم که به یارای پاسوخگویی هست نه شرافتمندی برای دفاع و پرداخت حقوق قانونی ام.

حالم از زندگی در این مملکت به هم می خورد.

می گویم توانایی اداره کشور را ندارید چرا تهدید چرا سرکوب ارعاب و محدودیت و خفقان

روزی خواهد رسید که کاش به درخواست و مشکلات مردم جواب منطقی و قانونی می دادید.

من به مسائل و مشکلات سیاسی کشور کار ندارم.حرف و مشکلات خودم را می زنم فکر نمی کنم کسانی باشند که بخوانند و قدرت پیگیری از نوع انسان دوستانه داشته باشند.

به پرشین بلاگ هم اعتقادی ندارم چون بدون هیچ توجیهی با دستوراتی که بهش ابلاغ می شه فیلتر می کند.برای همین خیلی حرفها را اجازه نمی دهند زد.در حالی که به خودشان اجازه می دهند هر بلایی بر سر مردم باورند.

ولی ادامه می دهم حرفهایم را می زنم تا برای رسیدن به حقوق پایمال شده ام و برای حرفهایم دلایل و مدارک منطقی دارم تا خود مردم قضاوت کنند.

شاید فکر کنید چرا با اینهمه اسناد و مدارک به مراجع قضایی ارجاع نمی دهم .

1.طولانی بودن دادرسی2.تبعیض و دفاع از دستگاههای دولتی و خروج بعضی دادیارها از عدالت در رسیدگی

3.هزینه های بالای دادرسی که در توانم نیست.و...

به هر حال با بازخوانی پرونده ام و نوشتن آن در اینجا چند هدف را دنبال خواهم کرد:

1.بای رسیدن به حقوق و مطالبات قانونی ام از هیچ اقدامی کوتاه نخواهم آمد

2.برای رسوایی و آلودگی در دستگاهای حکومتی که بر بنده روا داشتند و زندگی ام را نابود کردند در بدترین شرایط حرفهایم را می زنم تا بدانند شرافت و انسانیتم را فدای ساستهای حاکم نخواهم کرد.

3.تمامی راهها را رفتم تا یکی پیدا شود و مشکلات پیش رو را حل کند و جوابی منطقی و انسان دوستانه بدهد آنچه که دیدم حفارت و تبعیض و کارشکنی و خیانت و دورویی

خطابم به کسان و دستگاههایی است که به وظیفه خود عمل نکردند و باعق از بین رفتن حقوق شهروندی و مادی و معنوی بنده گردیده ولی به خاطر سیاستهایی حاکم بر جامعه در هیچ کجا تمی شود این خواسته های قانونی را طلب کرد و کسی یارای پاسخگویی نیست.

خیلی وفت بود می خواستم در تریبونی آزاد و به دور از تهدید و فشار حرف هایم را بزنم هر چند این فضا میسر نشد و با نوشتن و ادامه مطالبم قطعا خشم عده ای را در خواهد آورد ولی اینبار فرق می کند.دو تا وبلاگهایم را فیلتر کردند تا صدا و مشکلاتم به گوش مردم نرسد.

دیگر از این زندگی نکبت بار خسته شدم و تا آخرین نفس خواهم نوشت تا من نباشم نوشته هایم باشد.

امکان دارد هر شخص و هر فردی در هر کجای ایران و حتی خارج از کشور بخواند باید عرض کنم  بنده به هیچ جناح و سازمان سیاسی وابسته نیستم و به عنوان یک شهروندی که در این جامعه زندگی می کنم و تمام تلاشم را برای حفظ آبرو و سازندگی آن هزینه کردم  جوابش را با بی حرمتی و اهانت و پایمال کردن حقوق شخصی و اجتماعی ام دادند.

اگر این پرونده را دنبال کنید خواهید دید چه دردهایی در مردم وجود دارد و من هم یکی از آنها

دوگانه گی در رفتار و کردارشان دروغ و تبعیض شاخصه این جماعتی است که دم از خدمت و مسلمانی می زنند و هیچ اعتقادی به آن در عمل ندارند.

حق میدهند و ولی حق ات را حاضر نیستند بدهند.

 

نویسنده : : ٩:٥٧ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳٩٠/۱٠/٩
Comments نظرات () لینک دائم