نوش آباد وطنم

سفر دو روزه به اصفهان

روز دوشنبه و سه شنبه برای پیگیری کارهای اداری به اصفهان رفته بودم که در خلال این پیگیری و سفر خاطرات و اتفاقات زشت و زیبایی را به همراه داشت که به دلایلی از بازگویی آنها اجتناب می کنم.

بیشتر موضوع حول محور سیستم اداری و دستگاههای بی برنامه ای است که بر بدنه سیستم اجرایی سایه افکنده و هر کسی گرفتار این مسیر شود از زندگی و زنده بودن سیر می شود.

متاسفانه خیلی از مردم برای سردرگمی و پیچیدگی ها و قانون شکنی ها که حاکم بر سیستم اداری است از حق و حقوق اجتماعی خود و پیگیری مطالباتشان منصرف می شوند.

و هر کس هم حرفی برای دفاع داشته باشد یا محکوم به مخالفت با نظامش می کنند یا جوابهای بی سرو ته می شنود.

نمی دانم زمانی خواهد شد در فضایی باز و بدون وحشت و در کمال آزادی برای دفاع از حقوق قانونی و مسلم خود حرف زد و دفاع کرد یا اینکه ان زمان زنده خواهیم بود یا نه

به هر حال دردی است که خیلی ها را رنج می دهد و من هم یکی از انها

ولی می گویند هر چیزی که نازک می شود پاره می شود ولی وقت ظلم کلفت شد پاره می شود.

اما زببایی ها

جریان دوباره آب زرد کوه بختیاری بر رودخانه زاینده رود و صدای موسیقی آب و پرنده ها و جوش و خروشی که در داخل و اطراف این رودخانه زیبا می شد حس کرد و نشستن بر سکوهای پل خواجو و تماشای مناظر بی بدیل و زیبای طبیعی بعد از آنهمه خستگی و رنج و حقارت به آرامش رسید.

ملاقات با دوستان خوب و قدیمی بعد از چند ماه

میراث فرهنگی استان که به دلیل نبود مدیر کل اوضاع روبراهی نداشت.

و خیلی مشاهداتی که نمی شود گفت شاید روزی نوشتم و یا برای دوستان تعریف کردم ولی سکوت زیباترین حرفی است که می شود در این شرایط به زبان آورد.

فقط بگویم برای خودم و آینده جامعه ام نگرانم و این نگرانی سرانجام خوبی نخواهد داشت.

اینکه می گویند اصقهانی بر کاشانی زور است شک نکنید و به خوبی در یک روز کاری برای انجام اموری می توانی با پوست و گوشت لمس کنی این کو چکترین درکی بود که در این سفر داشتم و رنج کشیدم.

نویسنده : : ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/٢۳
Comments نظرات () لینک دائم