نوش آباد وطنم

گزارش تصویری از جشن جهانی راهنمایان گردشگری

منبع:وب سایت آرش نورآقایی

آخرین گزارش تصویری چهارمین جشن راهنمایان گردشگری را به منظور ترویج فرهنگ مستند نگاری خدمتتان ارائه می کنم:

۱- عکس های مجتبی باغبانی: مجتبی باغبانی یکی از بهترین نیروهایی بود که از چهار روز قبل از برگزاری جشن به رامسر آمد و با همکاری های خوبش، مشکلات بسیاری را از سر راه برداشت. از او سپاسگزارم.

  

اولین عکس… با خیلی ها صحبت کردیم تا اسپانسر جشن باشند، ولی مسائل و ناگفته های بسیاری در این میان باقی ماند.

با کارشناسانی که قرار بود در زمان جشن کارگاه آموزشی ارائه دهند، رایزنی کردیم.

در تصویر وحید نظری را می بینید که مشغول آماده کردن غذا برای گروه است. ما به عنوان گروه اجرایی جشن در یک خانه اقامت داشتیم تا بتوانیم کارها را بهتر سر و سامان دهیم. وحید هم در یزد، هم در تبریز و هم در رامسر یکی از نیروهای اصلی و کاربردی برگزاری جشن بود.

بدون شرح

سال قبل بهمن حکیمی به عنوان دبیر جشن به سلمانی رفت و امسال حسین ستوده. 

یکی از جلسات متعددی که برای آمادگی و هماهنگی برگزار کردیم.

جلسه هماهنگی علی عسگریان با راهنمایان محلی (رامسری)

کارت شناسایی راهنمایان محلی که در برگزاری جشن همکاری داشتند.

مهمانان و مدعوین: داخل یکی از اتوبوس ها

کاپیتان یکی از اتوبوس ها

پرتو در زمان ورود مهمانان به رامسر، بیشترین دردسر را تجربه کرد. اسکان ۴۰۰ نفر در شش هتل با مدیریت او و کمک آذر اتفاق افتاد.

فهرست کارگاه های آموزشی که در دانشگاه آزاد رامسر و در روز اول برگزار شد.

یکی از کارگاه های آموزشی

علی علی اسلام در حال تدریس در کارگاه آموزشی با عنوان ”عکاسی در طبیعت”

گروه اجرایی: دانشگاه آزاد اسلامی رامسر

آذر، مسوول اجرایی برگزاری کارگاه های آموزشی بود و همان طور که از او انتظار می رفت عالی کار کرد.

در حال صحبت با گروه تلویزیونی شبکه سحر هستم. می خواستیم که بتوانند بهترین گزارش را از این سفرشان تهیه کنند.

کارش (برگزاری کارگاه های آموزشی) را انجام داده و خیالش راحت شده.

راهنمایان رامسری در مراسم شام شب اول.

 

یکی از بنرهای نصب شده در سطح شهر رامسر

 

بدون شرح

استفاده ی همه ی مهمانان از تلکابین رامسر

بدون شرح

ایرج میلانی و راهنمایان گردشگری

حضور مهمانان در چال دره (منطقه دوهزار تنکابن)

هرمز امامی: کارگردان بسیاری از فیلم ها در رابطه با میراث فرهنگی ایران. در این سال ها او همیشه برای جشن راهنمایان گردشگری کلیپ ساخته است.

چال دره

حضور انجمن کوهنوردی رامسر و تنکابن در جشن امسال چشمگیر بود. این جا چال دره است و این بخش ماجرا که دوستان دیگری به غیر از راهنمایان گردشگری در برگزاری جشن نقش ایفا کردند، از مواردی بود که دلمان می خواست محقق شود و شد.

چال دره… در راستای اهمیت به فرهنگ مکانی که جشن در آن برگزار می شود.

چال دره… در راستای اهمیت دادن به گردشگری غذا و نوشیدنی بومی

می دانستم که محمد منظر نژاد و محمد کاظم حلاج ثانی توانایی غذا دادن به  بیش از ۴۰۰ نفر (و بدون اغراق باید بگویم حدود ۴۵۰ نفر) را دارند. البته دوستان بسیاری به این دو نفر کمک کردند. اگر نامشان را به یاد ندارم، عذز می خواهم.

فکر نمی کنم خاطره چال دره به سادگی از ذهن راهنمایان گردشگری و کسانی که در این جشن حضور داشتند، زدوده شود. به جرات می توانم بگویم که راهنمایان  گردشگری در جشن امسال یکی از شادترین لحظات زندگی اشان را تجربه کردند.

میرزا قاسمی و مخلفات یک سفره گیلکی. لازم می دانم از آقایان ملاحسینی و حلاجیان (از دوستان شهسواری) برای طراحی و اجرای این بخش از جشن سپاسگزاری کنم.

حضور در چال دره

آموزش پخت میرزا قاسمی

دف و آواز و شادی

بیژن فرهنگ دره شوری در چال دره برای راهنمایان صحبت کرد.

حضور صنایع دستی در چال دره… ما به راستی در عرض چند روز توانستیم یک جشنواره طراحی و آن را برگزار کنیم. کسی باورش نمی شد، اما انجامش دادیم.

کیانوش محرابی (طراح و مجری برگزاری مسابقات ورزشی برای راهنمایان گردشگری و مهمانان) به همراه دوستان دیگر در این تصویر دیده می شوند.

حضور هلال احمر در جشن: برای رونق گردشگری هماهنگی میان بخش های مختلف یک جامعه مورد نیاز است، کاری که ما توانستیم انجام دهیم. ای کاش مرجعی بود و این جشن، نتایج آن و اهداف و مرام های فرهنگ ساز آن را تحلیل می کرد، کاری که انجام نمی شود و بنده به این دلیل است که وقت می گذارم و مستند نگاری می کنم. بر خلاف تصور خیلی ها، ما از قبل هیچ پایگاهی در رامسر نداشتیم ولی آن را ایجاد کردیم و به کمک دوستانمان هر کاری که اراده کردیم، به انجام رساندیم. باور دارم که ارزشش را داشت، واقعا داشت.

 

با نیروی انتظامی هم هماهنگ کرده بودیم.

مسابقه برای راهنمایان گردشگری: آیا در هیچ جای دنیا چنین اتفاقی برای راهنمایان گردشگری رقم خورده است. آیا این ها ارزش نداشت که مورد توجه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قرار گیرد؟

 

فاطیما کریمی، یکی از خبرنگاران حاضر در جشن هم در مسابقه شرکت کرد.

دوچرخه سواری هم جزیی از مسابقه چند گانه بود.

مدال آوران

مجتبی گهستونی (با پیراهن زرد) و یکی از افراد گروه شبکه تلویزیونی شبکه سحر (نفر ششم از سمت چپ) هم در مسابقه شرکت کردند. این دوست سمت چپی کسی است که وقتی در سفر خوزستان گردی (برای نوشتن کتاب گردشگری خوزستان) بودیم، در شهر لالی و در خانه پدری اش به ما اسکان داد. گردشگری یعنی این. دوستی یعنی این. زندگی یعنی این.

مدال آوران

صف غذا و علاقه ی محمد منظر نژاد به کارش

وحید هم در مسابقه شرکت کرد و دوم شد.

پنجاهمین عکس… دوست بزرگوارم، آقای حلاجیان (با عینک قابل تشخیص است) در برگزاری مراسم جشن و به ویژه مراسم چال دره، بسیار همکاری کرد.

بدون شرح

در سال های قبل آشنایی ها و دوستی های بسیاری در هنگام برگزاری جشن ایجاد شد. امسال هم ایجاد شد و هم قوت گرفت. 

بدون شرح

مسوولان محلی وقت را غنیمت شمردند و با ایرج میلانی در خلال برنامه های جشن رایزنی کردند.

 

حامد، سال قبل در تبریز خیلی زحمت کشید.

کیسه های جمع آوری زباله

کشتی گیله مردی به راه انداختیم… در راستای اهمیت دادن به آداب و رسوم محلی و توجه به گردشگری رویدادها

پهلوان برنده، دُوران می کند. یعنی می رود تا انعام بگیرد. دره شوری را در حال انعام دادن مشاهده می کنید.

نمی دانم تا حالا راهنمایان این همه گاو دیده بودند یا نه (چهار تایشان در تصویر مشخصند)، اما مطمئنم تا به حال گاوها این همه راهنما ندیده بودند.

به نام اهورامزدا که آسمان را آفرید، که زمین را آفرید، که انسان را آفرید، که مرد را آفرید، که زن را آفرید، که شادی را آفرید.

آقای سخت باز، مدرس طبیعت گردی به محمد یزدانی می گوید: گوگولی. اگر باورتان نمی شود به دهان آقای سخت باز نگاه کنید.

یزدی ها زباله جمع کرده اند

 

سرکار خانم حدیدی فر، پیشرو در جمع آوری زباله

حسن محیط، راهنمای گردشگری گیلانی (نفر سمت چپ) که در کتاب Lonely Planet ایران نامش را می توان یافت، زباله جمع کرده است.

کاری کرده بودیم که همه ی مردم شهر رامسر بدانند که ما آن جاییم.

این تابلوی رستوران نگین است که به مناسبت روز جهانی راهنمایان گردشگری، به ۴۰۰ نفر رایگان شام داد. خاطره ی این شام از یاد چه کسی خواهد رفت؟

 

در این جشن که در سه روز برگزار شد، به غیر از سه وعده صبحانه، راهنمایان و مهمانان ۵ وعده ناهار و شام میل کردند. طوری طراحی کرده بودیم که هم ماهی بخورند، هم غذای سبک، هم باربی کیو در دل طبیعت داشته باشند و هم با طعم انواع غذاهای محلی گیلانی - مازندرانی آشنا شوند.

صاحب رستوران نگین، جناب آقای مددیار، یک جنتلمن بود به معنای واقعی.

شام شب دوم، بد هم نبود گویا.

روزها پیگیر برگزاری هرچه بهتر جشن بودیم و شب ها این حالمان بود.

کسانی که در ساعت ۹:۵۷ روز دوم اسفند به سالن تشریف آوردند، نمی دانستند که ما ساعت ۸:۳۰ این سالن را با زباله های باقیمانده از سمینار قبلی تحویل گرفتیم. ما برای این سالن ۲۰۰۰۰۰۰ تومان پول داده بودیم. به هر حال، هر طور بود جمع و جورش کردیم.

همان توضیح قبلی: روی صندلی ها را ببینید.

 برگزاری نمایشگاه در هنگام برگزاری جشن یکی از مرام های ماست. راهنمایان گردشگری همواره به عنوان مبلغان گردشگری عمل می کنند. به راستی برگزاری چنین نمایشگاهی که به معرفی جاذبه های گردشگری استان ها بپردازد برای سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری چقدر هزینه دارد؟ آیا حقش نبود که به ما کمک کنند تا ما امروز از جیبمان خرج نکرده باشیم؟ چرا باید نامه ی کمک به هزینه های این جشن بایگانی بشود و به مفاد آن عمل نشود؟ چقدر باید ما را به خاطر برگزاری چنین مراسمی که این همه اهداف در راستای توسعه پایدار گردشگری در آن پیدا و پنهان است، مورد نقد قرار دهند؟

غرفه ی یزد

شبکه تلویزیونی سحر با مازیار آل داوود، مالک اقامتگاه “آتشونی” در روستای گرمه، مصاحبه می کند. وقتی برای شرکت در برنامه زنده IRAN TRAVEL GUIDE شبکه سحر شرکت کردم، این مصاحبه پخش شد.

همسر و پسر تازه متولد شده ی افشین هنگامی. پسر افشین کوچکترین شرکت کننده در جشن امسال بود. افشین هر ساله از استان هرمزگان و جزیره هنگام خودش را به جشن می رساند.

 

حسین ستوده، دبیر جشن متن سخنرانی اش را مرور می کند.

در روز دوم اسفند، روز جهانی راهنمایان گردشگری سرود ملی ایران پخش می شود.

تبریز یک سال این تندیس را نگاه داشت، حالا تندیس یک سال در رامسر جای خوش خواهد کرد. این تندیس راهنمایان همچون خود راهنمایان شهر به شهر سفر می کند.

پرتو و محمد در هنگام برگزاری مراسم: خسته و احتمالا راضی اند.

این پسر، محمد حسین یزدانی در نوع خودش نابغه ای است. مراسم در حال اجراست و او به طور نامحسوس همه چیز را مدیریت می کند.

دبیر جشن سخنرانی می کند.

لوح های تقدیر امضا می شوند.

خبرنگاران خبرگزاری ها و نشریات و مجلات گردشگری آمده بودند.

دکتر ناصر کرمی، بیژن فرهنگ دره شوری، ایرج میلانی و حسینی رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری رامسر، همگی هم سحنرانی کردند و هم جایزه دادند.

لیلا حمزه زاده، جایزه ی “نعیمه حنفی”، راهنمای برتر اردبیل را دریافت می کند تا به دستش برساند.

هرکه به روستای مصر سفر کرده باشد، او را می شناسد. علی حیدری نماینده “خوشه سار بوم گردی” و به عنوان راهنمای محلی طبیعت گردی جایزه دریافت کرد.

آقای سخت باز و سرکار خانم غنی، از برگزاری جشن تشکر کردند.

راهنمایان گردشگری رامسر کارشان را خوب انجام دادند. شاید وقتی روز اول با آن ها جلسه گذاشتم باورشان نمی شد که با کمک هم چنین جشنی را برگزار خواهیم کرد. یادم هست که راهنمایان  یزدی و تبریزی هم در ابتدا باور نمی کردند که می شود.

مدیر مالی هتل رامسر نگران بود که چرا هیچ کس “باقالی قاتوق” نمی خورد و همه مرغ می خواهند (ناهار روز سوم). باید مشکل را حل می کردیم. با بعضی از میزها حرف زدیم و حل شد.

حمید و هادی، ناهار روز آخر را بر روی زمین رستوران هتل رامسر میل می کنند.

۲- عکس های محسن شاهمردی: محسن شاهمردی یکی از دوستان عزیزم است، با او وقتی در خبرگزاری میراث فرهنگی کار می کردم آشنا شدم. با هم زیاد سفر کرده ایم. او عکاس اصلی کتاب راهنمای گردشگری خوزستان خواهد بود.

 

آخرین فعالیت من در این جشن به فیلم برداری از لحظات مختلف این سه روز خلاصه شد.

با او در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری رامسر آشنا شدیم. یک موهبت بود. به غایت هوشمند، مودب و کارآمد بود. یک کارگاه هم برای ما برگزار کرد.

صحبت های پایان شب های (دو شب) بیژن فرهنگ دره شوری، ناصر کرمی، نبیئیان، ایرج میلانی و … در حیطه ی محیط زیست و تنوع زیستی در نوع خودش یک شب نشینی فرهنگی قابل توجه بود.

مثل دو سال گذشته امسال هم نشست خبری برگزار کردیم.

مثل سال قبل جشن سر ساعت ۹:۵۷ آغاز شد. اگر فقط می دانستید برای تهیه ی نرم افزار نمایش ساعت دیجیتالی که ثانیه شمار هم داشته باشد - آن هم در سالنی که اصلا ساعت نداشت - چه دردسرهایی کشیدیم، تعجب می کردید.

گردشگری خوزستان، راهنمایان گردشگری خوزستانی و همچنین بنده، به سرکار خانم سوسن جهرمی خیلی مدیونیم. ابوطالب شهی زاده  به عنوان راهنمای برتر استان خوزستان معرفی شد.

 

افشین هنگامی اینگونه آمده بود. جشن انگار نمایش کوچکی از فرهنگ اقوام ایران هم بود.

از همه ی دست اندرکاران جشن تقدیر به عمل آمد.

صدمین عکس… آخرین عکس… پانوراما… خداحافظ

پی نوشت: به احتمال زیاد، خوزستانی ها می خواهند سال بعد میزبان برگزاری پنجمین جشن راهنمایان گردشگری باشند. اگر بخواهند کمکشان خواهم کرد، اما همان طور که قبلا هم گفته ام، به طور مستقیم درگیر نخواهم شد. با این حال به مجتبی گهستونی گفته ام که پیشنهادهایی برای برگزاری جشن در خوزستان دارم. در واقع اگر جشن در خوزستان باشد، آن را در یک شهر و مکانی برگزار می کنیم که کسی فکرش را هم نکرده. در سال پنجم در چادرهای بختیاری ها اقامت خواهیم داشت و با آن ها سفر خواهیم کرد و نهایتا بزرگترین تور همراهی با عشایر را، ما راهنمایان گردشگری در دنیا رقم خواهیم زد. چنان که امسال بزرگترین گردهمایی راهنمایان گردشگری در سراسر دنیا را برگزار کردیم. در ضمن طوری مسیر را طراحی خواهیم کرد که از محل تولد کوروش بازدید کنیم و آن را به دنیا بشناسانیم.