نوش آباد وطنم

نوروز پیروز

نمی توان برگشت و آغاز خوبی داشت؛

اما می توان آغاز کرد و پایان خوبی داشت.

فرا رسیدن نوروز باستانی را به همه دوستان و هموطنان عزیزم تبریک می گویم.

نویسنده : : ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٩
Comments نظرات () لینک دائم

دلخوشم

وقتهایی می شود در تنگاتنگ مشکلات زندگی دوستان فهمیده و دنیا دیده ای مرا با جملات زیبایشان به زندگی دلگرم و در مقابل مشکلات آرامشم می دهند:

کیست که نداند 9سال است زندگی ام را برای کشف و شناسایی و نگهداری و مرمت و حفاظت یک یادگاری از اجدادمان را صرف کردم تا هم افتخاری باشد برای شهر و مردمش و تاریخ کشورم.

در این راستا دستاوردهایی پر افتخار به دست آوردم و هم در این راه چیزهایی را از دست دادم و متحمل فشارهای زیادی شدم.

اثری باستانی را بر رخ جهانیان کشیدم این در حالی است که سرمایه و کار قبلی ام را از دست دادم و خیلی حرفهایی دیگری که در حال تدوین و نگارش کتابی هستم که شاید در تاریخ برای نسلهای بعدی به یادگار بماند.

سال گذشته که به عنوان مدیر اجرایی کاروانسرای مرنجاب مستقر بودم در آن شب کویری و در سکوت زیبایش داشتم نفسهای عمیقی می کشیدم و در خلوت تنهایی ام به آسمان پر ستاره کویر به تماشا نشسته بودم.

شخصی در کنارم نشست و خیلی از مراحل پر مشقت این راه پر فراز و نشیب را در جریان بود ولی نمی شناختمش.

صحبتهایی شد و در یک جمله این آرامش را به روح خسته ام داد:

گفت:خودت را ملامت نکن تو اشتباه نکردی

هر درختی که میوه اش بیشتر می شود و به بار می نشیند افراد نادان به تنه اش لگد می زنند تا از میوه اش بهره ببرند.

پیر مرد محلمان که از ابتدا تا الان در کنار کوچه روی چهار پایه اش می نشست و تکاپو و گیرو دارهاو اتفاقات و فشارها را می دید

تلاش بعضی از افراد فرصت طلبی که در صدد تخریب بودند و هر روز نقشه ای را پیاده می کردند تا مرا از پا در بیاورند

این جمله را گفت:

طغاری بشکند ماستی بریزد شود دنیا به کام کاسه لیسان

و روزی پیر زن همسایه مان که خدا رحمتش کند (خاله نگار)می گفت از طرف شهرداری و شورا آمدند در خانه ام را زدند و گفتند می خواهیم دستگاه فرز را به دوشاخ برق خانه ات بزنیم گفتم برای چی گفتند می خواهیم قفل درب مجموعه را ببریم

خاله نگار می گفت گفتم چند سال است همسایه ام  زحمتش را کشیده اینجا زباله دانی بود کجا بودید اینجا خرابه بود کجا بودید حالا می خواهید شهر زیر زمینی را بی زحمت تصرف کنید و بعد بگویید ما اینجا را آباد کردیم؟

می گفت برق بهشان ندادم و بعد از سیم تیر برق کوچه برای بریدن قفل استفاده کردند.

دیگری می گفت هر کس در این شهر کاری کرده تا شهر را آباد کند خانه اش را خراب کردند.

دیگری می گفت بخل و حسادت و نمک نشناسی و حرف مفت زنی در ذات این مردم است.

همان اوایل یکی از دوستان می گفت کدام آدم عاقلی پول و سرمایه اش را در چاه میریزد.می گفت همه کارها را که کردی آماده که شد آدمهایی مدعی می شوند که هیچ زحمتی برایش نکشیدند.

دیگری می گفت اینها که دورتو جمع می شوند برای منافع خودشان حاضرند آبرویت را هم بریزند.

به هر حال تاریخ قاضی عادلی است.

و این هم شعری است که خودم سرودم:

اویی را اجدادم کندند و شهرتش میراث برد

زحمت را ما کشیدیم درآمدش را شیاد خورد

نویسنده : : ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٩
Comments نظرات () لینک دائم

علی دایی به بیمارستان شهید بهشتی کاشان منتقل شد

سرمربی تیم فوتبال راه آهن که پس از دیدار تیمش مقابل سپاهان اصفهان با وسیله شخصی به تهران باز می گشت دچار سانحه رانندگی شد و به علت جراحات وارده به بیمارستان منتقل شد.

به گزارش خبرنگار مهر، علی دایی که پس از شکست 3 بر 2 راه آهن برابر سپاهان اصفهان به همراه برادرش محمد و دستیارش میاچ با وسیله شخصی از اصفهان عازم تهران شده بود در حوالی کاشان دچار سانحه رانندگی شد که در این سانحه علی دایی دچار صدمه دیدگی جزئی از ناحیه سر شد و برای مداوا به بیمارستان شهید بهشتی کاشان منتقل شد.

بر اساس اطلاعات خبرنگار مهر، میزان صدمه دیدگی سرمربی تیم فوتبال راه آهن خیلی جدی نیست و وی پس از مداوا از بیمارستان مرخص خواهد شد.

نویسنده : : ۱:۳٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢۸
Comments نظرات () لینک دائم

سونامی در کاروانسرای مرنجاب

در کاروانسرای مرنجاب بسته شد.

نوروز سال گذشته بخش خصوصی به نام شرکت سیاحان کویر را تحویل گرفت ولی به دلایلی که در خبرگزاری ها منتشر شد واکنش مسدولین محلی را به همراه داشت و در چندین مرحله مواجه به التهاب شد که در شب چهار شنبه سوری شرکت خصوصی اقدام به تخلیه کاروانسرا و عطائش را به لقائش بخشی و کلیه تجهیزات و امکاناتی را که در طول یک سال برای رفاه حال گردشگران در این منطقه آورده بود همراه خود برد.

در کمترین فرصت پیش بینی می شود میراث شهرستان با کمترین نیرو و امکانات برای ایام نوروز اقدام به بازگشایی کاروانسرا مرنجاب نماید.

شب چهارشنبه سوری هم مسیر مرنجاب در چندین نقطه توسط تیم های ایست بازرسی بسته شد و بخش خصوصی هم که در طول این مدت نتوانست حتی هزینه هایی را که کرده بود برگرداند و پرداخت دست مزد نیروهای خدماتی اش را هم از جیب خودشان هزینه می کردند به این نتیجه رسید تا از قید اداره و حضور در این مجموعه بزند و آنجا را تخلیه کند.

نویسنده : : ٢:٢٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٧
Comments نظرات () لینک دائم

کارت تبریک سال نو

این یک روی سکه است.از کودکی هر سال عید که می شد نگاهم به جلد روی کارت بود و نبودت را با این یادگاری زنده می کردم.هفت سین ام سرما شده بود و سوز و درد

هر چه بود یادگاری بود از پدری به فرزند خردسالش

دلخوش بودم کودکی با لبان خندان به من خیره شده

بزرگ شدم یادم افتاد پشت کارت هم نوشته هایی برایم به یادگاری گذاشتی دورانی که خواندن آموختم نمی فهمیدم منظورت چیست.

گذشت روزی که لبخند و تبسم کودکانه رنگش را باخت و حرفهای دلت در پشت کارت مانند زخمی عمیق عمق وجودم را شکافت.

دردت را با هدیه شب عید تصویر کودکی خندان با زبان کودکانه گفته بودی

الان عمق نوشته هایت را با همه سادگی و سواد کمی که داشتی درک می کنم و درد می کشم.تو شبی را عید نداشتی ما عمری است که عید نداریم.

عیدی ما تو بودی.سبزه ما تو بودی.

سرافرازی ما تو بودی.سپر بلای ما تو بودی.

سقف آشیانه ما تو بودی.

سینه سوز دردهای من تو بودی.

سرخوشی ام تو بودی.

از همه هفت سینش تو سفرش را برگزیدی و ما را در میان گله های سگان ابصار گسیخته و گرسنه رها کردی.

تو خواستی ما را و میهنت را و جماعتی  بی صفت لانه کرده در این خاک افریته را از دست کی رها کنی

تو به ما ظلمی بزرگ کردی تو کشورت را آزاد نکردی تو خودت را از بند دنیا رها کردی ما را گرفتار

می دانم راهی جز این نداشتی

زندگی نکبت باری که هر روز به سن و سال تو می رسم درکش برایم عذاب آور می شود.

در محلی و شهری زندگی می کردی که عده ای دست هر چی رذل و پست و خائن صفت است را از پشت بسته اند.

ولی کاش شجاعت و دلاوری ات را با این جاهل صفتان هزینه می کردی

آنهایی که خوشی شان را مدیون تو هستند و به ناخوشی فرزندان تو راضی اند.

این مبارزه ای است که برای ما جا گذاشتی.جنگ با خصم را برای خودت برگزیدی

مبارزه با جهل و نفرت و سیاهی در وطن را برای من

باشد روزی هم ما برای فرزندانمان  بنویسیم:

فرزندم من در پای چراغ پرفروغ نور عالم گستر و در پایان یک مبارزه نابرابر پوز جهل و نخوت و دورویی را بر خاک مالیدیم تا شما برای همیشه عید داشته باشید.

عید بر همه مبارک.

بعدها متوجه شدم که به فکر ما نبودی حتی فرصت نداشتی یک لحظه توی سنگر بنشینی چه برسد به نوشتن کارت تبریک.متوجه شدم سواد نوشتن هم نداشتی و متوجه شدم این خط تو نیست و این حرفها هم مال تو نیست.

متوجه شدم تو از جگر گوشه ات دل بریدی به جنگ دیوی رفتی که ساخته و پرداخته اهریمن داخل بود.

تو کشته بشی تا این گرسنگان داخلی از گوشت و استخوان ما بخورند و به ....هایشان بدهند و زندگی ات را به یغما ببرند.

می گویند شهید راه دین شدی و برای اسلام کشته شدی

کجایی تا بگویم اینها نه بویی از اسلام بردند و نه پایبند به دینی که از ان دم می زنند نیستند.

کاش بودی و اینهمه شرمندگی نمی گذاشتی.

دین بهانه و اسلام علمی شد تا در زیر آن تو را به کشتارگاه برده و از چوبه آن ما را به صلیب بکشند.

نویسنده : : ٧:٥۱ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳٩٠/۱٢/٢٦
Comments نظرات () لینک دائم

توصیه های نوروزی

به دلایل زیادی که بعدا به شرح آن پرداخته خواهد شد از هموطنان عزیز درخواست می شود در ایام نوروز از سفر به نوش آباد جهت بازدید از شهر زیر زمینی اکیدا خودداری نمایید.

سلامتی و شادی شما آرزوی ماست.

با سپاس کاشف شهر زیر زمینی نوش آباد حسین میرزاجانی نوش آبادی

نویسنده : : ٧:٥٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٥
Comments نظرات () لینک دائم

تاسف

در دیاری که هویت و شخصیت آدم ها مورد دستبرد قرار می گیرد چه خیالی است از به یغما رفتن آثار باستانی!(جمله زیبای ساناز در واکنش به خبر خبرهای بدی در راه است!!!!)

هر روز خبرهای بدی به گوش می رسد در خصوص سرقت اشیاءو وسایل تاریخی با ارزش در سطح کاشان.

یک روز سرقت کاشی های سلجوقی دور منار زین الدین روز دیگر سرقت درب های چوبی و با ارزش خانه هایی در بافت تاریخی کاشان و روز بعد سرقت سنگ قبری تاریخی در اطراف مقبره ملا محسن قیض کاشانی و امروز هم دستگیره های نفیس و منقوش به خط و اشعار زیبای درب مسجد آقا بزرگ کاشان.و حتما فردا خبر سرقت اشیاء موزه سیلک را باید بشنویم. 

نویسنده : : ۸:۱۳ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳٩٠/۱٢/۱٩
Comments نظرات () لینک دائم

دریای پر تلاطم

خدا کشتی آنجا که خواهدبرد

اگر ناخدا جامه بر تن درد

نویسنده : : ٩:٠٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱۸
Comments نظرات () لینک دائم

شرم

بنـــــواز پیرمرد، شاید آن آهنِ پشتِ سرت از شرمِ صدای سازت آب شود 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نویسنده : : ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

هر دم از این باغ بری میرسد

کوروش تو بخواب ما بیداریم.

دستگیره های نفیس و نقوش دار و تاریخی درب مسجد آقا بزرگ کاشان در هفته جاری سرقت شد.

 لینک خبر ایرنا

 

نویسنده : : ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

سهم تو بیش از این نیست

کودک به خواب رفته ، آهسته کنج دیوار

اندازه ی تو جا هست ، سر روی سنگ بگذار

(شعر از دوست خوبم مصطفی)

نویسنده : : ۸:۳۳ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱٦
Comments نظرات () لینک دائم

حضور حماسی

دکتر فتاح در رسانه ملی نگاهشو تو دوربین کرد و گفت مسئولین مردم باز هم شرکت کردند نه اینکه از عملکرد شما راضی باشند حضورشان از هزار تا فحش برای شما بدتر است.

تو رئیس بی لیاقتی که خود را پایبند به قانونی می کنی که از سفره بی چاره ها برمیدارند به تو می دهند و به آن قانون پشت می کنی و دم از اسلام و انقلاب میزنی.

می دانی خود نامشروعی وجودت در راس این پست خلاف است.

پس بعید نیست اگر خود را پایبند ندانی

دور از انتظار نیست رفتار روبه صفتان را داشته باشی

تو که همه را دور میزنی قانون و نظام و همه را و تکیه بر میزی زدی که هر روز یکی بر آن سوار است.

توکه با مخالفتت داری به اصل و پایه همان حکومتی لگد می زنی که تو را بر سر کار گذاشته

مگر تو به کجا بسته ای به کی وابسته ای

جمهوریت نظام که یک فرد سرمایه دار نفوذی نمی شود که به آن دل خوش کردی و خدا را بنده نیستی

در جامعه ای که تو خود را وابسته کردی و پشت به قانون می کنی از این بهتر نمی شود.

نویسنده : : ۸:٢٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱٥
Comments نظرات () لینک دائم

مرد سرتو بگیر بالا

مرد سرتو بالا بگیر! از چی‌ خجالت میکشی؟
خجالت رو باید کسانی‌ بکشن که نان رو از سفره ی تو دزدیدند و
حساب بانکیشون رو توی کشورهای دیگه پر کردن!
خجالت رو باید کسانی‌ بکشن که هر لحظه فریاد عدالت عدالت سر می دن
و غیر از ریا چیزی توی زندگی ندارن!
... خجالت رو باید اونایی بکشن که به دنبال رای تو برای مشروعیت بخشیدن
به سفره ی بی نان تو هستن!
خجالت رو باید اونی بکشه که به دنبال سیلی تو به صورت استکبار جهانیه!
در حالیکه براش مهم نیست که تو این سیلی رو برای سرخ کردن صورت
خودت لازم داری!
سرتو بالا بگیر مرد ..!

نویسنده : : ۸:٠۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱٥
Comments نظرات () لینک دائم

خواستن توانستن است

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خودشان تغییر دهند.
عواملی که می تواند منجر به تاریخی شدن حرکت مردم شود.
تبعیض و ظلم و دروغ و فاصله گرفتن از مردم
اتحاد و یکپارچگی و حمایت و پیروی از یک رهبری واحد برای رسیدن به یک هدف مشترک و رهایی از وضع موجود
از این حرکات غیر قابل پیش بینی در تاریخ کشور زیاد دیده ایم.
ولی عواملی که می تواند به گسستگی این حرکات انقلابی شود.
غرور و فراموش کردن اهدافی که برای به دست یابی اش تلاش شد.
فاصله رهبری و سکان دار این حرکت از مردم.
عدم تحقق وعده های آن رهبر انقلابی و عدم تغییر و بازگشت به حالت قبل یا بدتر شدن شرایط از وضع قبلی
بی اعتمادی و ایجاد فضای اختلاف و دلسردی که خود عواملی در درون خود دارد.
نگهداری یک دستاورد بزرگ از به دست آوردن آن خیلی بزرگ تر و مهم تر است.
نباید غافل شد آنهایی که از این تغییر شکست خوردند و احساس شکست می کنند در لایه های مخفی  و در زیر این پوست ایجاد شده قرار می گیرند و در صدد به شکست کشاندن و فروپاشی این انقلابند.

نویسنده : : ۸:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱۳
Comments نظرات () لینک دائم

کجای کاریم

ایمیلی توسط یکی از دوستان عزیزم دستم رسید با این تیتر:شهر زیر زمینی زرتشتیان

کشف یک شهر زیر زمینی در ترکیه که بعد از کشف شهر زیر زمینی نوش آباد ولی توسعه و نوع نگاه به این فرصت و انجام مراحل تحقیقاتی و علمی و زمینه سازی برای جذب توریست در کشور ترکیه را دیدم و اوضاع اسف بار شهر زیر زمینی نوش آباد که هیچ از زیر زمینی ترکیه کم ندارد و مهم اینکه در خیلی از موارد باارزش تر هم هست.

سوالاتی در ذهنم گذشت و یک لحظه از اینکه در کشوری زندگی می کنم که قانونی که خودشان وضع کردند به آن پایبند نیستند و هر فرصتی را از نگاه مادی و بهره برداری مادی به آن نگاه می کنند از خودم متنفر شدم از اینکه عمری را رد شناسایی و نگهداری و حفاظت از این اثر باستانی صرف کردم و جز تخریب و حمله و کارشکنی و تزویر و دروغ چیزی ندیدم.

در کشوری که مجریان قانونش در سایه همان قانون فرصتها را به نفع خودشان تصرف می کنند و پشیزی هم به حقوق مردم قائل نیستند.

میدانید کاشف شهر زیر زمینی نوش آباد در چه وضعیتی به سر می برد.

میدانید حاصل زحماتم را چه کسانی به نفع خودشان مصادره کرده اند؟

میدانید قانون در خصوص حقوق بنده چه می گوید؟

میدانید قانون به متولیان این مسائل چه راهی را الزام کرده است؟

میدانید وضع فیزیکی و شرایط موجودی این اثر در چه وضع اسفباری است؟

میدانید چه کسانی در این مجموعه نفوذ کرده اند؟

ملت عزیز من باید واقعیت را بگویم تا دچار ابهام و تردید نگردید و مردم حق دارند بدانند.

اثر گزارشات دروغ و فریبهای صاحبان قدرت را نخورند.

روزگاری مردم برای بازدید از این اثر میامدند و حسرت این موقعیتی که برای من و خانواده ام پیش آمده بود می خوردند و الان اگر بدانید چه رفتارها و برخوردهایی را درقبال زحمات و تلاشهای من داشتند از ایرانی بودن خود پشیمان می شوید.

این هم شهر زیر زمینی ترکیه باشد شما با دیدن شهر زیر زمینی افتخار کنید ولی برایتان مهم نیست آنکسی که زندگی اش را فدای این موقعیت کرد تا شما به تاریخ 2000ساله کشورتان در شهر کوچکی چون نوش آباد ببالید ولی از سرنوشت کاشف آن بی خبر باشید.

قطعا هر کس دیگری هم جای من بود از کرده خود پشیمان می شد.

شما وقتی متوجه می شوید نفت در منازل مردم مسجد سلیمان از زیر فرشها و چاههای آب آشامیدنی اشان می جوشد ولی در فقر به سر می برید چه حسی دارید و اینکه ترلی تریلی پول نفت در جیب کسانی می رود که حقشان نیست.

وقتی نفت برایمان مهم باشد ولی سرنوشت مردم اهمیتی نداشته باشد صاحبان قدرت به نفت و استخراجش و انرژی های هسته ای خواهند بالید ولی آنهایی که برای بدست آمدن این ثروتها فدا می شوند هیچ ارزشی نخواهد داشت و مردم هم بی تفاوت از سرنوشت ما با دیدن تاریخی که منبع درآمد عده ای قدرت طلب تبدیل شده به آن افتخار خواهند کرد.

و اما

کاپادوکیه Kapadoukia یا نام قدیمی و پارسی این سرزمین کاپادوسیه Cappadocia به معنای سرزمین اسبهای زیبا، بخش باستانی و پهناوری است که امروز در ترکیه مرکزی قرار گرفته و به دلیل ارزش های تاریخی و باستانی، توریستی ترین بخش استان نوشهیر؛ ترکیه کنونی را در بر می گیرد.

به گزارش روزگارنو، بازمانده های آتشفشان ونزدیکی آن با سواحل جنوبی دریای سیاه منظره عجیب و شگفت آوری به وجود آورده، این محوطۀ باستانی از سال 1985 از طرف یونسکو جزو میراث فرهنگی جهان شناخته و ثبت شده است.

اینجا انگورها و شرابهایش از زمان باستان، شهرت داشته، امّا آنچه به این سرزمین ارزش تاریخی و گردشگری داده، خانه ها و پناهگاههای پرشمار و کوچکی است که دردل کوهها وتپه های به جا مانده از آتشفشان، وجود دارد، برخی با نقاشیهای زیبایی از مسیح ونشانه های مسیحیت، باز مانده از مسیحیانی که در سالهای ظهور مسیح و پس از آن، از ترس تهاجم سربازان رومی به آنجا پناه برده اند.

امّا شگفت آورترین بخش سرزمین کاپادوکیه یا کاپادوسیه، شهری است زیر زمینی با نام درینکویو derinkuy که یکی از شگفت انگیزترین کشف تاریخ آیین زرتشت، ایران باستان و پیروان اهورا مزدا در آنجا قرار دارد.
درینکو به معنی چاه عمیق، شهری است زیرزمینی و اعجاب آور، که براثر یک رویداد ساده کشف شد.
در سال 1963 کارگرانی که برای ایجاد ساختمانی؛ به کندن زمین مشغول بودند، ناگهان با چاه یا تونل ژرفی درون زمین روبرو شدند.پژوهشهای بعدی؛ کشف یک شهر زیرزمینی از دوران کهن را خبر داد؛ با آثارو نشانه هایی از آیین زرتشت، کهن ترین دین جهان، با نمادهایی از اهورا مزدا، زرتشت، فروهر و اسب های پارسی.





شهری در ژرفای 85 متری زمین در هشت طبقه با گنجایش زندگی برای 20 تا 30هزار مرد وزن کودک و گاو وگوسفندواصطبل اسب.ونیز محلی برای ذخیره غذا و شراب، و درست کردن شراب و روغن و وجود نیایشگاه هایی برای مراسم دینی.

دراین شهر زیرزمینی که توسط ایرانیان باستان، پیروان دین زرتشتی؛ ساخته شده، طبقۀ نخست، ویژه نگهداری حیواناتی چون گاوو گوسفندواسب بوده؛ پله های تودرتو وپرشماردر هر طبقه، اتاقهایی با آشپزخانه ومحل بزرگی برای نگاهداری شراب و نیز مواد غذایی.

نکته قابل توجه تعداد تونلها وهواکش هاست؛ که به بیرون راه دارند وطوری ساخته شده اند که در اعماق این شهرزیرزمینی هوا جریان دارد و هیچگاه کمبود اکسیژن احساس نمی شود.


در چهارمین طبقه این شهرزیرزمینی؛ سنگهای سنگین و بزرگی با اندازه های سنگ آسیاب وجود دارند، که به گفته پژوهشگران، در صورت حمله و نفوذ دشمن، با این سنگها از پایین راه های ورودی را می بستند، تا از نفوذ دشمن جلوگیری کنند.برخی پژوهشگران نقطه ضعف سیستم دفاعی در این شهر را در آن دانسته اند، که مهاجمین می توانستند با ریختن سمهای کشنده در هواکش ها؛ ساکنان شهر را از پای در آورند.

از نظر تاریخی گزنفون xénophon تارخ نگاروفیلسوف یونانی؛ که زمانی جزو سپاهیان کوروش کوچک در لشکرکشی برعلیه برادرش اردشیر بوده، ساخت این شهر و شهرهای زیرزمینی رادر قرنهای چهارم وپنجم پیش از میلاد می داند.

روزگاری همه سرزمینهای گسترده میان دورود هالیس و فرات را کاپادوسیه می نامیدند. از زمان مادها این سرزمین جزو بخشی از شاهنشاهی ایران بوده. در تاریخ برای نخستین باردر پایان سده ششم پیش از میلاد است که نامی از کاپادوکیه می رود؛ آن هم در سنگ نبشته های سه زبانه دو تن از پادشاهان هخامنشی «داریوش بزرگ» و «خشایارشاه».

به نوشتۀ ویکی پدیا، فرهنگ آزاد، از دیر باز فرهنگ و آیین ایرانی آنچنان در کاپادوسیه و ارمنستان پذیرفته و گسترش یافته بود که می توان گفت مردمان این نواحی درزمان هخامنشیان و اشکانیان، دیگر ناایرانی – انیرانی - شمرده نمی شدند. پرستش ایزدان ایران به ویژه «مهر و آناهیتا» در کاپادوسیه جریان داشت.

روایات تاریخ نگاران یونانی؛و نام گذاری ماههای سال با نامهای ایزدان مزدیسنا در سده پنجم پیش از میلاد در کاپادوسیه؛ باستانی ترین گواهی تاریخی درباره رواج و گسترش آیین زرتشتی در باختر ایران، کاپادوسیه که ترکیه مرکزی امروز در آن قرار دارد؛ می باشد.
پرسش اساسی و مهم این است : چرا، ایرانیان باستان از پیروان اهورامزدا و زرتشت، برای یک زندگی مخفی و طولانی شهری در ژرفای 85 متری زمین ساخته اند ؟ آنها از چه دانش و علومی برای ساخت این شهر شگفت آور برخوردار بوده اند.
پژوهشگران می گویند:با تکنولوژی امروزی؛ ساختن چنین شهری زیرزمینی، برای زندگی 20 تا 30 هزار نفر، ده سال طول می کشد. آنها این شهرزیرزمینی درینکویو را هم ردیف ودر مقایسه با اهرام مصر توصیف می کنند.

یا پیروان اهورا مزدا از ترس تهاجم اقوام وحشی؛ یا از ترس رویدادهای سخت طبیعی از جمله زمستانی سخت که در اوستا به عنوان زمستان شیطانی از آن یادکرده؛ به ساختن این شهر زیرزمینی اقدام کرده اند.آیا ازترس موجوداتی فرا زمینی، به زیر زمین پناه برده اند. این دیدگاه در مورد قوم مایا نیز وجود دارد؛ مایا ها قومی با هوش در دوران باستان بودند که نبوغ و هوش ویژه ای در ریاضیات و نجوم داشتند اما به یکباره از بین میروند و تمدن آن ها خاموش می شود. نقاشی هایی که از آن ها باقی مانده؛ موجوداتی را نشان ما دهد که شباهتی به انسان ها ندارند.
در وندیداد دوم؛ اهورامزدا، از پیروانش می خواهدبرای پیشگیری از تهاجم دشمنان ودیوان و پرهیز از صدمات یک زمستان شیطانی و هلاک کننده؛ شهری زیرزمینی بنا کنند.که در صورت لزوم در آنجا به سرببرند.


در قسمت بیرونی «درنیکویو» شهر زیرزمینی ایرانیان باستان، خرابه های دوبرج دیده می شود که محلی برای نگهبانان بوده، که اگر مهاجمان و دشمنان نزدیک شوند به ساکنان شهر خبر دهند.


چرا این شهر زیرزمینی ساخته شده؛ زرتشتیان برای چه آنجا را پناهگاه خود ساخته اند، تا چه زمانی در آنجا زیسته اند؛ بر سر آنها چه آمده؟ اینها پرسشهایی است که هنوز برای آنها پاسخی کافی پیدا نشده است!

آنچه در دنیای امروزی ما روشن است، این که «کاپادوکیه» یا «کاپادوسیه» و «درینکویو» کنونی؛ با 26هزار نفر جمعیت آن؛ یکی از مهمترین مکان های گردشگری و توریستی ترکیه است. درهای درینکویو از سال 1970، به روی جهانگردان و توریستها باز شده، امّا فقط ده درصد آن در دسترس بوده است.







 
ادامه مطلب
نویسنده : : ۱:٤۱ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱٠
Comments نظرات () لینک دائم

توصیه های نوروزی

هموطنانی که قصد بازدید از شهر زیر زمینی نوش آباد را دارند و فکر می کنند بازدید از این اثر باستانی جز افتخارات ما ایرانیان محسوب می شود.

به دلیل نبود زیر ساخت های مناسب عدم وجود امکانات رفاهی و بهداشتی و گردشگری و امنیتی،چه در سطح شهر نوش آبادچه در داخل شهر زیر زمینی،عدم مدیریت بادرایت و حضور افراد سودجو و بی کفایت،وجود ترافیک های سنگین و دردسر ساز برای اهالی و شهروندان و بروز مشکلات و برهم زدن آسایش عمومی به خاطر حجوم بی حد و حساب در ایام نوروز برای بازدید در کوچه های تنگ و باریک که فاقد کمترین ظرفیت ورود را دارد.

خواهشا برنامه بازدید را در غیر از تعطیلات نوروز هماهنگ کنید تا شرمنده شما هموطنان نگردیم.

این مجموعه توسط میراث فرهنگی از دست و تصرف نیروهای مردمی خارج و به نیروهای بی کفایت شهرداری سپرده است که خود در آتش بحران های مالی و اقتصادی و اداری می سوزد.

از ما گفتن بود.

نا گفته نماند سال 81تا 85 ورودی یک برای بازدید و کارهای علمی و تحقیقاتی و مطالعاتی بازگشایی و در سال 85 ورودی 2 در محلی دیگر در سطح شهر به آن اضافه شد و در سال 89 ورودی 3 قرار بود که به این دو ورودی اضافه شود تا در حجم و کنترل ورود و ترافیک کمک کند متاسفانه زمانی که شهرداری مدیریت این مجموعه را به دست گرفت و علی پیراینده خود برای آینده اش که جوانی خام و کم سن و سال بود و از کاشان راهی نوش آباد شده بود و دنبال موقعیت و ارتقا می گشت با فریب شورای شهر و شهردار مدیریت بهره برداری و توسعه و ساماندهی شهر زیر زمینی را به عهده گرفت که 6ماه نکشید میراثی که 9سال با خون و دل برایش زحمت کشیده بودیم به لجن کشید.

ورودی یک را با دخالت و تصمیمات غیر کارشناسی تخریب کرد.آب آب انبار چاله سی که گندکاری اش در راس رسانه های خبری داخلی و خارجی قرار گرفت.و الان هم به همین دلیل اجرا و تهیه طرح اشتباه ایشان کار نیمه کاره رها شده است.

و ورودی 3را هم همه آنهیی که در جریانند می دانند با خودخواهی و بی سوادی اش چندین نفر را داشت در زیر آوار مدفون می کرد.

پروژه بازگشایی ورودی 3 که با اخبار دروغ به خورد مردم داده بود با آبروریزی و تحمل خسارات مالی فراوان  هم درش گل گرفته شد.

در عرض 9سال بستر 3ورودی فراهم شد.در عرض 3ماه توسط این مهندس کیلویی درش تخته شد.

با عملکرد و خودخواهی اش هر چه نیروی دلسوز و فعال بود از  عرصه خارج شد و دور وبرش را افرادی پاچه خوار و فرصت طلب گرفتند.

به هر حال تاریخ راوی خوبی است همیشه برای کارهای ما

گذشته را برای ما روایت می کند و کارهای ما را برای نسل آینده

ناگفته نماند مهندس پیراینده که راهی جز خروج از شهرداری نوش آباد نداشت به بهانه پیشنهاد پست بالاتر به شهر مشکات رفت که بر هیچ کس پوشیده نیست این پست توسط افراد نفوذی و با زد و بند معاون شهردار مشکات شد که در حال حاضر هم استانداری به دلایل مختلف از جمله اینکه ایشان نیروی رسمی نیست و پست معاونت شهرداری در حد و اندازه ایشان نیست و چند مورد قانونی دیگر از شورای شهر و شهردار خواسته تا ایشان را اخراج کنند.

 ایشان در دوسال گذشته اقدام به تهیه طرح بوستان محلی در ورودی شهر زیر زمینی نوش آباد نموده بود که هزینه هنگفتی را هم بابت این کار بر دوش مردم شهر گذاشت که متاسفانه وجود آبنما و حوض و چمن کاری در طرحی که بر روی سقف یک اثر باستانی دیده بود و خود را میراثی تمام عیار فرض می کرد با حجوم و سیل انتقادهای کارشناسانه توسط خبرنگاران و گردشگران و انتشار اخبار و تصاویر این افتضاح؛میراث فرهنگی برای حفظ اعتبار این آقا به گزارشهای دروغ روی آورد ولی خبرگزاری مهر وقتی آب پاکی را بر روی دست این آقایان ریخت که نقشه و طرح تهیه شده توسط مهندس پیراینده بر روی خبرگزاری مهر منتشر شد و بقیه اش را هم در لینک زیر بخوانید

ناگفته ها درباره میراث و گردشگری نوش آباد زیاد است.مجالی بود عرض خواهد شد.

جدیدا هم در نشریه بهشت پنهان کاری هم دیدم مطالبی سراسر کذب توسط ایادی این شخص منتشر کرده اند و از عملکردش تعرف و تمجید

از این نشریه انتظاری بش از این نمیرود.که تحلیلی بر مطالب این نشریه هم خواهم پرداخت.

نویسنده : : ۸:٠٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٩
Comments نظرات () لینک دائم

رئیس شورای شهر هم رفت

امشب در حالی که شیرینی کیک جشن عروسی دختر داداشم را می خوردم خبر مسرت بخش (رئیس شورای شهر رفت) این شرینی در کامم دو چندان شد و با این خبر شاد خواستم کام دوستان را هم شیرین کرده باشم.

امشب اعضا شورای شهر نوش آباد استعفای رئیس شورای شهر را هم قبول کردند.

هفته گذشته هم شهردار را به خاطر کمک کاری و بروز مسائل حاشیه ای و نارضایتی مردم تصمیم به برکناری اش گرفتند و ازش خواستند تا استعفایش را بنویسد.

رسم شده مدیرانی که کارآمد نیستند به جای استیضاح برنامه استعفا را در دستور کار قرار می دهند تا بگویند خودش رفت.

هر چه بود دل مردم شهر با این دو خبر شاد شد به امید شادی های بعدی

خواسته ما آبادانی و توسعه شهر و برداشتن مشکلات و فشارها از روی دوش مردم است نه ظلم و فشار و دروغ و کم کاری و اختلاس و سوء استفاده و تعرض به بیت المال

نویسنده : : ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٦
Comments نظرات () لینک دائم

پایان دوره کلاسهای راهنمایان گردشگری در کاشان

روز جمعه گذشته دوره آموزشی راهنمایان محلی پس از یک دوره کلاسهای آموزشی که توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان اصفهان با حضور 60نفر راهنمای محلی در سالن آمفی تئاتر مجموعه تاریخی خانه عامری کاشان تشکیل گردیده بود ودر پایان با یک روز کلاس عملی و بازدید از بناهای تاریخی و برگزاری آزمون در باغ فین کاشان با موفقیت به کار خود پایان داد.

مشروع کاملی از گزارش در فرصتی مناسب منتشر خواهد شد.

نویسنده : : ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳٩٠/۱٢/٦
Comments نظرات () لینک دائم

سو’مدیریت کار دست اثر باستانی میدهد

سالی که گذشت شهرداری با نگاه اقتصادی وارد شهر شد و با تمام هشدارها و اعتراضات و مواضعی که در قبال تصمیمات غیر کارشناسانه و بی برنامه شهردار و تیم ناکارآمدش گرفتیم گوش شنوایی نبود تا با گذشت 11ماه از مدیریت شهر زیر زمینی به دست شهرداری هر آنچه که حاصل و تلاش 9سال ما بود بر باد رفت و مشکلاتی را هم بر آن افزود که کار را بسی سخت و هزینه هایی را بر دوش گردشگری شهر نوش آباد وارد کرد.

اگر بخواهیم با نگاهی موشکافانه و در ابعاد مختلف بر این ناکارآمدی بپردازم و تحلیلی مستند و واقعی از این جریان داشته باشم فقط باید بگویم کسانی که یک شبه از راه رسیدند و دایه داری و ادعای میراث می کردند که خود الفبای میراث را هم بلد نبودند فقط ابزار قدرت در دستشان بود که نهایت خودشان را به هلاکت و نابودی کشاندند و تاریخ هزار و چند ساله شهر و زحمات ما مردم  و علاقمندان و آبروی شهر و فرهنگ و خسارات مالی فراوانی بر گرده اقتصاد شهر تحمیل کردند.این دیار کهن را برای کسب شهرت و موقعیت شخصی شان به چالش کشاندند ولی خوشبختانه این سیاه نمایی و خیمه شبازی به سالی طول نکشید.

با شعار دروغ و فریب و تهدید و تخریب وارد شدند ولی با رسوایی این شهر را ترک کردند و رفتند.

مجالی باشد با نگاهی موشکافانه از زوایای مختلف این روند پر فراز و نشیب را بازگو خواهم کرد.

به این خاطر دست به قلم شدم که در شرایطی هستم که می بینم واقعا مردم شهر به واقعیت رسیدند و با حضورشان دست این ایادی فریب و تزویر را از دامان ژاک تاریخ این شهر کوتاه کردند نه اینکه محدودیتی برای تحلیل داشته باشم.

تماسهایی گرفته شد.صحبتهایی با فرهیختگان شهر شد که دلم شاد شد که واقعا هر جا که نیاز باشد مردم حضور به موقع خود از اعتبار و آبرو و حیثیت شهر و مردم این شهر وارد صحنه می شوند .

آن چیزی که خیلی از جاه طلبان از این قدرت نهفته در شهر ما بی خبرند.

فقط مساله مهم این است که آنقدر بی برنامه کار کردند تا جایی که دادستان شهرستان هم وارد ماجرا شد و مستقیما برخورد قضایی با تورهای مختلط و مشکل ساز در ورودی و بازدید از شهر زیر زمینی نمود.

صدای مردم به خاطر اقدام رئیس دفتر شهردار در چیدمان بستگان خود در اداره شهر زیر زمینی و عدم واریز دریافتی های حاصل از فروش بلیط به حساب شهرداری و بی حساب و کتاب بودن مجموعه اعتراض و صدای مردم را درآورد.

در کل و خلاصه مردم حضور گردشگر و بهره برداری از این اثر تاریخی که نفعی برایشان ندارد و حتی دردسرساز هم شده و عده ای از آن به نفع شخصی خود سو’استفاده می کنند را نمی خواهندو قاطعانه در مقابل این گروههای فرصت طلب ایستاده اند.

زمانی که درآمد شهر زیر زمینی صرف مخارج خودش نشود‘اگر به حساب شهرداری واریز می شود پس چرا 6ماه حقوق کارگرانش عقب افتاده؛چرا برق اماکن عمومی و پارکها به خاطر بدهی قطع می شود و....اینها سوالاتی بود که نه شهردار و نه شورای شهر برای پاسخ گویی از آن حاضر نبودند پاسخی برایش به مردم بدهند.

نویسنده : : ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱
Comments نظرات () لینک دائم